نحوه انتخاب عمر(عمر طبق وصیت ابوبکر روی کار آمد)

در اینجا نحوه به روی کار آمدن عمر را توضیح میدهیم:


عمر طبق وصیت ابوبکر روی کار آمد

به اتفاق همه مورخان شیعه و سنی ، ابوبکر در بستر بیماری گاهی بی هوش میشد و گاهی

به هوش می آمد  .  در این میان عثمان را طلبید  و  به وی فرمان داد که بنویس و  عثمان

شروع به نوشتن کرد ، ابوبکر گفت :


بسم الله الرحمن الرحیم


این  وصیت ابوبکر بن  ابی قحافه  است به مسلمانان اما بعد ( در این جا

ابوبکر از هوش رفت و عثمان شتابان بقیه ابوبکر را چنین تمام کرد :) من عمر

ابن الخطاب را به جانشینی خود و خلافت بر شما برگزیده ام و در این

راه از خیرخواهی شما فروگذاری نکرده ام.در این موقع ابوبکر چشم

گشود و به عثمان گفت:بخوان ببینم چه نوشته ای؟عثمان نیز آن چه

را که نوشته بود برای ابوبکر خواند ، ابوبکر با شنیدن مطالب عثمان

تکبیر گفت و اضافه کرد :

از آن ترسیدی که در حالت بی هوشی از دنیا بروم و در میان مردم بر

سر جانشینی من اختلاف بیفتد ؟

عثمان جواب داد : آری ، ابوبکرگفت : با آن چه نوشته موافقم ، خدایت

از اسلام و مسلمانان پاداش خیر دهد ، آن گاه همان نوشته را امضا

کرد(1) 


طبری پیش از این ماجرا مینویسد : 

عمر در حالی که شاخه ای از درخت خرما در دست داشت در میان مردم در

مسجد پیامبر نشسته بود ، (( شدید )) آزاد کرده ابوبکر ، که فرمان ولایتعهدی

عمر را دست داشت ، در آن جمع حاضر بود ، عمر رو به مردم کرد و گفت : 

ای مردم ! به سخنان و سفارش خلیفه رسول خدا (ص) گوش دهید و از فرمانش

اطاعت کنید، او میگوید :

من در خیر خواهی شما کوتاهی نکرده ام .



1- طبقات ابن سعد - ج4 ص 200

  تاریخ الخلفا -سیوطی - ص 82

کامل ابن اثیر - ج 2 - ص 292


سؤال:

چرا عمر به ابوبکر که با آن حال بد وصیت کرد و او را به عنوان خلیفه برگزید نسبت هذیان گویی را نداد ؟اما کنار بستر رسول خدا (ص)  وقتی که آن حضرت قلم و دوات طلبید تا بنویسد چیزی راکه مردم پس ازاو به ضلالت و گمراهی نیفتند،نسبت هذیان گویی به آن حضرت راداد؟(1)

آیا پیامبر (ص) که قرآن درباره اش میگوید :

(( ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی ))(2)

با یک تب هذیان میگوید ، اما ابوبکر بین دو اغما بهتر از زمان سلامت میفهمد ... ؟!

آیا به منطق شماابوبکراگر بیمار باشددرست حرف میزند؟

اما پیامبر اکرم (ص) نستجیر باالله هذیان میگوید ؟



1- صحیح بخاری - ج1 - ص 39 و ج 2 - ص118 و ج 4 - ص5 و ج 6- ص11

  صحیح مسلم - ج 6 - ص 76

  کامل این اثیر - ج 2 - ص 217

  تاریخ طبری - ج 3 - ص193

2- سوره نجم - آیه 4



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

هیئت طلاب حوزه علمیه آیت الله مصطفوی

در روز شهادت حضرت امام هادی علیه السلام عده ای از طلاب حوزه علمیه آیت الله مصطفوی جهت عرض تسلیت به ساحت مقدس امام زمان (عج) و عزاداری وارد بیت حضرت آیت الله مصطفوی شدند

 


ورود طلاب عزادار به بیت آیت الله مصطفوی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

مراسم شهادت حضرت امام هادی در بیت آیت الله مصطفوی

روز دوشنبه  23 فروردین ماه 1395 مصادف با سوم رجب المرجب , سالروز شهادت حضرت امام هادی علیه السلام است.بدین مناسب مراسم روضه خوانی باحضور اقشار مردم و روحانیون در بیت آیت الله مصطفوی برگزار شد. و سخنرانان و مداحان در رثای آن امام همام روضه خوانی نمودند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

سوم رجب سالروز شهادت حضرت امام هادی علیه السلام

 سوم رجب مصادف است با سالروز شهادت امام هادی (ع)، پیشوای دهم شیعیان در ماه ذی الحجه سال 212 ه.ق در شهر صریا (نزدیک مدینه) دیده به جهان گشود. پدر ایشان حضرت امام محمدتقی جوادالائمه علیه السلام و مادرشان بانویی فاضله و عفیفه به نام سمانه است.


نام مبارک ایشان علی از القابشان نقی، هادی و نجیب؛ و کنیه‌شان ابوالحسن است.


امام علی‌النقی الهادی علیه السلام در سال 220 ه.ق به امامت رسیدند. در این زمان ایشان در مدینه بودند و در آنجا به مدت 13 سال وظایف امامت خود را انجام می‌دادند؛ مردم از این سرچشمه حیات معنوی و علمی و فکری سیراب می‌شدند و ایشان نیز به همه امور شیعیان رسیدگی می‌کردند تا این که متوکل (خلیفه وقت) که در دشمنی با ائمه اطهار(ع) مشهور بود؛ به خاطر هراسی که از نفوذ و محبوبیت امام علیه السلام در جامعه داشت ایشان را از مدینه به سامرا فراخواند زیرا احساس می‌کرد که باید امام را از نزدیک تحت نظر بگیرد. پس از آمدن امام به سامرا، اگرچه ایشان ظاهرا آزاد بود اما «متوکل» منزلشان را طوری انتخاب کرده بود که همواره تحت نظر باشند. او به طور مرتب دستور تفتیش منزل ایشان را صادر می‌کرد و تمام دیدارها و رفت و آمدها توسط نیروهای حکومتی کنترل می‌شد.


او جو بسیار خفقان آمیزی را بر جامعه حکمفرما کرده بود و سختگیری و فشار زیادی را بر شیعیان اعمال می‌کرد: علویان را در محاصره اقتصادی قرار داده بود. به شاعران درباری مال فراوانی می‌داد تا در اشعار خود به ائمه علیه السلام بی احترامی کنند. او اکثر سادات جلیل القدر آن زمان را دستگیر و زندانی کرده بود. از هولناکترین اقدامات او در دوره حکومتش، انهدام و تخریب مرقد امام حسین علیه السلام بود. اوضاع معیشتی مردم و خصوصا علویان در زمان خلفای عباسی مخصوصا متوکل و بقیه خلفای هم عصر امام هادی علیه السلام، بسیار دشوار بود زیرا آنان بیت المال مسلمین را صرف خوشگذرانی‌هایی می‌کردند که به گواهی تاریخ، هزینه‌های مربوط به آنها بی‌سابقه بوده است.


برخی از اقدامات امام هادی علیه السلام در زمان امامت


امام هادی علیه السلام با این که شدیدا تحت نظر بود، اما از پای ننشست و فعالیت‌های خود را به شیوه‌ای مطابق اوضاع زمان خویش به پیش برد. از مهمترین فعالیت‌های ایشان این بود که به مردم از راه‌های گوناگون آگاهی داده و منصب امامت و مقام علمی خود را در طی سخنان خویش و در مناظرات و پرسش و پاسخ‌های علمی، آشکار کرده و تثبیت کنند. همچنین عدم مشروعیت حکومت بنی عباس را تبیین می‌کردند. یکی دیگر از محورهای فعالیت امام، آماده کردن مردم و شیعیان نسبت به غیبت حضرت مهدی علیه السلام بود. البته ایشان با نهایت احتیاط و جلوگیری از حساس شدن حکومت، این موضوع را به طور سربسته در ضمن سخنان خویش ذکر می‌فرمودند.


از دیگر اقدامات این امام بزرگوار؛ مبارزه با انحرافات، تربیت نیرو و افراد شایسته، تقویت سازمان وکالت، تبیین مقام شامخ امامت از طریق زیارت غدیریه و زیارت جامعه است.


زیارت جامعه کبیره


از امام هادی علیه السلام چندین دعا و زیارت نامه برجای مانده است که از مشهورترین آنها زیارت جامعه کبیره است. این زیارت دارای سند صحیح بوده و از نظر بلاغت نیز در بالاترین درجه قرار دارد. شروح متعددی به فارسی و عربی بر این زیارت نوشته شده است. زیارت جامعه کبیره متضمن مفاهیمی بسیار عالی و مطالبی بدیع است.


از دیگر زیارات بر جای مانده از امام هادی علیه السلام، زیارت غدیر است که در آن هم خصوصیات و ویژگی‌های حضرت علی علیه السلام و هم حادثه غدیر ذکر شده است.


شبکه ارتباطی وکالت


شرایط بحرانی‌ای که امامان شیعه در زمان عباسیان با آن روبرو بودند، آنان را واداشت تا ابزاری جدید برای برقراری ارتباط با پیروان خود جستجو کنند. این ابزار چیزی جز شبکه ارتباطی وکالت و تعیین نمایندگان و کارگزاران در مناطق مختلف توسط امام نبود.


هدف اصلی این سازمان جمع آوری خمس، زکات، نذور و هدایا از مناطق مختلف توسط وکلا، و تحویل آن به امام، و نیز پاسخگویی امام به سؤالات و مشکلات فقهی و عقیدتی شیعیان و توجیه سیاسی آنان توسط وکیل امام بود. این سازمان کاربرد مؤثری در پیشبرد مقاصد امامان داشت.


امام هادی - علیه السلام - که در سامراء تحت نظر و کنترل شدیدی قرار گرفته بود، برنامه تعیین کارگزاران و نمایندگان را که پدرش امام جواد - علیه السلام - اجرا کرده بود، ادامه داد و نمایندگان و وکلایی در مناطق و شهرهای مختلف منصوب کرد و بدین وسیله یک سازمان ارتباطی هدایت شده و هماهنگ به وجود آورد که هدف‌های یاد شده را تامین می‏‌کرد.


فقدان تماس مستقیم بین امام و پیروانش، نقش مذهبی - سیاسی وکلا را افزایش داد، به نحوی که کارگزاران (وکلای) امام مسئولیت بیشتری در گردش امور یافتند. وکلای امام بتدریج تجربیات ارزنده‏‌ای را در سازماندهی شیعیان در واحدهای جداگانه به دست آوردند. گزارش‌های تاریخی متعدد نشان می‏‌دهد که وکلا، شیعیان را بر مبنای نواحی گوناگون به چهار گروه تقسیم کرده بودند: نخستین ناحیه، بغداد، مدائن و عراق (کوفه) را شامل می‏‌شد. ناحیه دوم، شامل بصره و اهواز بود. ناحیه سوم، قم و همدان، و بالاخره ناحیه چهارم، حجاز، یمن و مصر را در بر می‏‌گرفت. هر ناحیه به یک وکیل مستقل واگذار می‏‌شد که تحت نظر او کارگزاران محلی، منصوب می‏‌شدند. اقدامات سازمان وکالت را در دستور العمل‌های حضرت هادی - علیه السلام - به مدیریت این سازمان، می‏‌توان مشاهده کرد.


شهادت امام (ع)


امام هادی - علیه السلام - با آنکه در سامراء تحت کنترل و مراقبت قرار داشت، اما با وجود همه رنج‌ها و محدودیت‌ها هرگز به کمترین سازشی با ستمگران تن نداد. بدیهی است که شخصیت الهی و موقعیت اجتماعی امام و نیز مبارزه منفی و عدم همکاری او با خلفا، برای طاغوت‌های زمان هراس آور و غیر قابل تحمل بود، و پیوسته از این موضوع رنج می‏‌بردند. سرانجام تنها راه را خاموش کردن نور خدا پنداشتند و درصدد قتل امام برآمدند و بدین ترتیب امام هادی نیز مانند امامان پیشین با مرگ طبیعی از دنیا نرفت، بلکه در زمان «معتزّ»، مسموم گردید و در رجب سال 254 هجری به شهادت رسید و در سامراء، در خانه خویش به خاک سپرده شد.


برخی از سخنان امام هادی علیه السلام


* دنیا همانند بازاری است که عدّه‌ای در آن برای آخرت سود می‌برند و عدّه‌ای دیگر ضرر و خسارت متحمّل می‌شوند.


* تواضع و فروتنی چنان است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو آن کنند.


*علم و دانش بهترین یادبود برای انتقال به دیگران است، ادب زیباترین نیکی‌هاست و فکر و اندیشه آئینه صاف و تزیین کننده اعمال و برنامه‌هاست.


*شانه کردن موها به وسیله شانه عاج، سبب روئیدن و افزایش مو می‌باشد، همچنین سبب نابودی کرم‌های درون سر و مُخ خواهد شد و موجب سلامتی فکّ و لثه‌ها می‌گردد.


*همنشین شدن و معاشرت با افراد شرور نشانه پستی و شرارت تو خواهد بود.


*بخل ناپسنده‌ترین خلق و خوی است.


*طمع خصلتی ناروا و ناشایست است. 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

مسن بودن ابوبکر

چهارمین امتیازی  که ذهبی برای ابوبکر در نظر گرفته که آن را ملاک برای خلافت او میداند مسن بودن ابوبکر است و می گوید که او در زمان در آستانه 60سالگی بوده است و از پیامبر(ع) 3سال کوچکتر و از امام علی (ع) 30سال بزرگتر بوده است .

پس بنا به  گفته ذهبی چون سن ابوبکر از تمام صحابه پیامبر اکرم (ص) بیشتر بوده لذا به همین دلیل مردم با او بیعت کردند و او را به عنوان خلیفه انتخاب کردند .

سؤال1:

اگر مسن بودن ملاک در خلافت باشد پس چرا پیامبر اکرم (ص) در هیچ کجا این مساله رو ملاک قرار نداده و در موارد و قضایای مختلف با وجود صحابه مسن ، علی (ع) را با آن سن کم بر همه مقدم می داشت ، از جمله در فتح خیبر پرچم را به دست امام علی (ع) داد و در آن لحظات آخر عمرش اسامه را با آن سن کمش به عنوان امیر لشکر کرد و کبار صحابه از جمله ابوبکر را امر کرد که در لشکر او شرکت کرده و از او تبعیت بنمایند؟

سؤال2:

اگر مسن بودن دلیل بر تقذم میشود پس چرا با بودن کبار و افراد مسن صحابه از جمله ابوبکر ، رسول خدا (ص) علی (ع) را مامور قضاوت و هدایت اهل یمن نمود؟


حال پاسخ جالب ابوقحانه پدر ابوبکر

تماشایی است که ابوقحانه پدر ابوبکر نیز به تصمیم حزب سقیفه اعتراض کرد و آنگاه که به او گفتند که پسرت ابوبکر به عنوان خلیفه برگزیده شده تعجب  کرد و گفت:

با وجود بنی هاشم(امیرالموننین علی (ع)) چگونه مردم به او روی آوردند و وی را انتخاب کردند؟!

پاسخ دادند:  چون ابوبکر ار حیث سن از علی (ع) بزرگتر بوده است

او با شنیدن این پاسخ با تعجب گفت : "والله انا اکبر منه" بخدا سوگند من از ابوبکر بزرگترم


پی نوشت ها :

1) پیامبر اکرم (ص) در جنگ خیبر فرمود :
((لا عطین الرعایة غدا رجلا یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله فاعطاها علیا))؛ ((فردا پرچم را به دست کسی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست دارند و پرچم را به دست علی (ع) سپرد)).
تاریخ مدینة دمشق ، ترجمه علی بن ابی طالب (ع) ابن عسکر ج1 ص205 ح 269
2) تاریخ مدینة دمشق ، ابن عسکر ج2 ص 57و ج8 ص60



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

مصاحبت ابوبکر با پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در غار

یکی دیگر از امتیازاتی که ذهبی در (( تاریخ الاسلام )) برای ابوبکر به شمار

 آورده و او را به همین دلیل شایسته خلافت دانسته این است که

می گوید : به دلیل نزول آیه شریفه :

( ثانی اثنین اذ هما فی الغار اذ یقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا )

 

که به قول ذهبی حکایت از حضور ابوبکر در کنار رسول خدا (ص) در غار ثور

دارد ، شایستگی او را در امر خلافت می رساند.

 

حال باید دید که آیا مصاحب پیامبر اکرم (ص) در غار ، ابوبکر بوده است یا نه ؟

بخاری در صحیح خود بر نازل نشدن آیه غار در حق ابوبکر صحه گذاشته است

، زیرا که عایشه نزول آن آیه را در حق ابوبکر نفی کرده و گفته است :

 

(( هیچ آیه ای از قرآن در حق ما نازل نشده است ))

 

و این مطلب را عایشه در حضور هزاران تن از صحابه در عصر معاویه ، از جمله برادرش عبدالرحمن بن ابی بکر و مروان حکم بیان کرد و همگی آنها ادعای وی را در این زمینه تایید کردند و این دلیلی بسیار قوی بر دروغ بودن اخبار روایت شده درباره حضور ابوبکر در غار میباشد و اگر چنانچه عده ای از اصحاب اعتقاد به حضور ابوبکر در غار داشتند ، حتما بواسطه

آیه غار و حضور ابوبکر در غار با عایشه به مخالفت می پرداختند .

و دلایل دیگر بر عدم حضور ابوبکر در غار فراوان است که طالبین  می توانند به کتاب ارزشمند (( صاحب الغار ابوبکر ام رجل آخر ؟))

تالیف فاضل ارجمند نجاح الطائی مراجعه نمایند .که ایشان در این کتاب، قضیه حضور ابوبکر در غار را به صورت علمی و مستند به روایات صحیح  و متواتر و شواهد و متواتر و شاهد و قرائن فراوان رد کرده و ثابت نموده که شخصیکه به عنوان راهنما ، پیامبر اکرم (ص) را تا غار « ثور »

همراهی کرد ، « عبدالله بن اریقط بن بکر » بوده است ، لکن فریبکاران  حزب قریش اقدام به اجرای نقشه تغییر در نام ابوبکر نمودند ، تا نام وی موافق نام ( عبدالله بن بکر )) گردد ، به همین سبب نام او (ابوبکر )  را که (( عتیق )) بود به (( عبدالله )) تغییر دادند.

و تنها مطلب باقی مانده ایجاد تغییر بین (( ابنبکر )) و (( ابیبکر ))بود ، و برای گروه فریب و تزویر بسیار ساده و آسان بوده و احتیاج به چیزی جز یک نقطه بر حرف ((ی)) نداشتند و در زمانی که خط عربی فاقد نقطه بود ، چنین تغییری بسیار آسان بوده است.



سؤال1:

اگر صرف مصاحبت ابوبکر با پیامبر اکرم (ص) موجب فضیلت است ،پس چرا خداوند در قرآن دو یار زندانی حضرت یوسف(ع) را که کافر و قائل به ارباب انواع بودند و با آن حضرت 5 سال در زندان بسر بردند را مصاحب خوانده و فرمود :

(( یا صاحبی السجن ءارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار )

(( ای دو رفیق رندانی من از شما می پرسم آیا خدایان متفرق

بی حقیقت ( مانند بتان و فراعنه و غیره ) بهتر و در نظام خلقت

موثرترند یا خدای یکتای قاهر ))

حال آبا این مصاحبت می تواند موجب فضیلت برای این دو نفر باشد؟ اگر موجب فضیلت نیست , پس چگونه شما دمصاحبت چند روزه ابوبکر با پیامبر صلی الله علیه و اله را موجب فضیلت او میدانید؟


سؤال2:

اگر رفتن به غار موجب فضیلت برای ابوبکر است و این را دلیل بر ارجحیت او بر خلافت میدانید ، پس چرا از جهت مصاحبت با پیامبر اکرم (ص) در رفتن به غار محزون بود ، به طوری که به صریح آیه قرآن کریم پیامبر اکرم (ص) او را از این حزن منع کرد و فرمود : ( لا تحزن ان الله معنا )


سؤال3:

حزن ابوبکر در مصاحبت با پیامبر اکرم (ص) در رفتن به غار به جهت چه بوده؟ اگر در جهت اطاعت خدا بوده , محال است که پیامبر اکرم(ص)  از آن نهی نماید, و اگر در جهت معصیت خدا بوده, پس این چه دلیل میتواند بر فضیلت ابوبکر داشته باشد؟

سؤال4:

در هر کجای قرآن که سخن از انزال سکینه به میان آنده است, خداوند آنرا برای پیامبر اکرم (ص) و همه مومنین قرارداده , اما چرا در آیه غار هیچ گونه مومنین را شرکت نمیدهد و فقط می فرماید:  (فانل الله سکینته علیه)



سؤال5:

اگر ابوبکر به دلیل آیه شریفه ( ثانی اثنین اذهما فی الغار ....) شایستگی خلافت را داشته است ُ چرا امیر المومنین علی علیه السلام که آیه مباهله  - آیه تطهیر - آیه مودت (۱) و صدها آیه دیگر (۲) که به اعتراف مفسرین اهل سنت در مورد حضرت علی علیه السلام نازل شده است بعد از پیامبر اکرم (ص) احق مردم برای خلافت نباشد ؟


۱- به اعتراف روات و محدثین اهل سنت آیه مودت در شان علی و فاطمه و حسن و حسین

 علیه السلام نازل شده است. بعضی از مصادر شان نزول آیه عبارت است از :

تفسیر کشاف -زمخشری-ط مصطفی محمد-ج۳-ص۴۰۲ و ط بیروت - ج۴ ص ۲۲۰

۲- حاکم حسکانی از بزرگای علمای عامه است و از جمله تالیفات او (( شواهد التنزیل ))

 است که در این کتاب ۲۱۰ آیه که در شان امیر المومنین علی علیه السلام نازل شده است

 را جمع آوری نموده است .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

ماه رجب و فضایل و دعاهای وارد شده در این ماه

ماه رجب از ماههای است که شرافت زیادی دارد و در فضیلت آن روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده که: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با کافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است کسى که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.


از حضرت موسی بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است که: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال، از او دور شود و هر کس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.


و همچنین فرمود که: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.


از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت است که حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود که: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا که رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».


ابن بابویه از سالم روایت کرده است که گفت: در اواخر ماه رجب که چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارک آن حضرت بر من افتاد فرمود که آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود که آنقدر ثواب از تو فوت شده است که قدر آن را به غیر از خدا کسى نمى‏داند به درستى که این ماهى است که خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.


پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر کس یک روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سکرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر کس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر کس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا کنند. و بدان که براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده که اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .


اعمال مشترک ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است که انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است :


1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:
"یَا مَنْ یَمْلِکُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِکُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْکَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُکَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیکَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُکَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ ."


2- دعایی را که از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:
«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِکَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَکَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِکَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَکَ بَابُکَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُکَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُکَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُکَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُکَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاکَ وَ حِلْمُکَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاکَ عَادَتُکَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُکَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»


3- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که در ماه رجب این خوانده شود:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ صَبْرَ الشَّاکِرِینَ لَکَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْکَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَکَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُکَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاکَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِکَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِکَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اکْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»


قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .


4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده که: هر کس در ماه رجب صد مرتبه بگوید:

«أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و کسى که چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.

 
5- از نبی مکرم اسلام روایت است: کسى که در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .


6- روایت است کسى که در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید:

"أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند کند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به برکت ماه رجب، آتش او را مس نکند .


7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر:

أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .


8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت کرده که هر کس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود که او را به بهشت بکشاند.


9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت کرده که: هر کس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار رکعت نماز بگزارد و در هر رکعت حمد یک مرتبه و آیة الکرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى که این نماز را گزارده تا روزى که بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه‌ای که خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .


10- سه روز از این ماه را که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا که روایت شده هر کس در یکى از ماه‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.


11- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است که: هر کس در یک شب از شب‌هاى ماه رجب ده رکعت نماز به این نحو که در هر رکعت حمد و قل یا ایها الکافرون یک مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.

 

اعمال شب و روز اول ماه رجب
شب اول
این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .


1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:
اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّکَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است که چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

 
2- غسل.
حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر کس ماه رجب را درک کند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى که از مادر متولد شده است.


3- زیارت امام حسین علیه السلام .

4- بعد از نماز مغرب بیست رکعت، یعنی 10 تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.


5- بعد از نماز عشاء دو رکعت نماز گزارده شود بدین نحو:
در رکعت اول حمد و ألم نشرح یک مرتبه و توحید سه مرتبه و در رکعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى که از مادر متولد شده است.

روز اول رجب
این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:


1- روزه .
روایت شده که حضرت نوح (علیه السلام) در این روز به کشتى سوار شد و به کسانى که همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر کس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال از او دور شود .


2- غسل .


3- زیارت امام حسین علیه السلام.

از امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت شده است که: هر کس امام حسین (علیه السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

ولادت با سعادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام مبارک باد

اول رجب سالروز ولادت با سعادت پنجمین اختر تابناک امامت و ولایت , باقرالعلوم حضرت امام محمد باقر علیه السلام به پیشگاه مقدس حضرت بقیه الله الاعظم (عج) تبریک و تهنیت باد.

حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام پنجمین امام شیعیان است که در سال 57 هجری قمری در مدینه متولد شد. پدر بزرگوارش امام سجاد علیه السلام و مادر والامقامش ام عبدالله است. مادر آن حضرت، فاطمه دختر حضرت امام حسن علیه السلام بود که با کنیه ام عبد الله و بنابر قول دیگر، ام الحسن خوانده شده است. بنابراین امام باقر (ع) از سلاله پدر و مادری هاشمی علوی و فاطمی به شمار می آید. بدین جهت او نخستین کسی است که از نسل امام حسن (ع) و امام حسین (ع) به دنیا آمده اسج


فضائل

پیشوایی حضرت امام باقر علیه السلام از صدر اسلام روشن و مسلم بود و نص بر امامت آن امام همراه با تعاریف رسول خدا، فراوان به ما رسیده است. 

از آن امام معجزات و کرامات بسیار و نیز امور غریبه فراوانی در کتب معتبر ثبت شده و جنّ و ملائکه و حتّی جبرئیل خدمت او می‌رسیده‌اند. 


مکارم اخلاق امام، زبانزد خاص و عام است و علوم و معارف فراوانی از وجود او سرچشمه گرفته . وی همچنین توجه خاصّی به عبادت و ذکر و مناجات داشته است. 

در زمان این امام، عده‌ای متمایل به رهبانیّت و ترک دنیا بودند که با مخالفت امام مواجه می‌شدند. 


علم

حضرت امام باقرعلیه السلام چون در اواخر دوران حکومت بنی‌ امیه به‌سر می‌برد، از ضعف قدرت حاکمه استفاده نمود و در نشر معارف اسلامی، تلاش گسترده‌ای کرد و با مخالفین و صاحبان عقاید مختلف، مناظرات مفصّلی داشت و به سؤالات شیعیان و مخالفین پاسخ داد. لذا از آن امام در تمام مسائل فقهی و اجتماعی و حکومتی روایات فراوانی نقل شده است، به‌طوری‌که تقریباً هیچ کتاب روایی نیست مگر این که از امام باقر علیه السلام در موارد مختلف روایتی ذکر شده است. 


امام باقر علیه السلام با صحابی بزرگ رسول خدا، جابر بن عبدالله انصاری روابط صمیمانه‌ای داشت و برای او احترام خاصی قائل بود. 

برای آن امام، غیر از جابر، اصحاب و راویان زیادی نام می‌برند که در بین آنها جابر بن یزید جعفی و محمّد بن مسلم و زراره و حمران، بسیار معروفند. شاعر معروف امام نیز کمیت نام دارد. 


حوادث دوران امامت

برادر امام باقر علیه السلام زید بن علی بن الحسین پس از شهادت امام سجاد علیه السلام پرچم مخالفت با بنی‌امیه را برافراشت و افراد زیادی را به دور خود جمع کرد. ولی امام باقر او را از قیام مسلّحانه منع کرد و فرمود: « هنوز وقتش نرسیده است، و قیام تو در انتها به ضرر مسلمین می انجامد.» اما زید که خون حسینی در رگ‌های او می‌جوشید، زیر بار نرفت و قیام کرد و عاقبت در اثر اعلان مخالفت با بنی‌امیه به شهادت رسید. 


حاکمان دوران امامت

امام باقر علیه السلام در زمان حکومت ولید بن عبدالملک به امامت رسیدند که پس از او سلیمان بن عبدالملک و سپس عمربن عبدالعزیز و سپس یزید بن عبدالملک و پس از او هشام بن عبدالملک، یکی پس از دیگری حاکم مَمالک اسلامی شدند. 

امام با هر یک از آنها به نحو خاصّی برخورد می‌کرد، ولی متأسّفانه بعضی از بستگان وی، از جمله زید بن حسن بن علی به بدگویی او دست زدند تا سرانجام هشام ، امام را مسموم کرد و به شهادت رساند. 


امام باقر علیه السلام به فرزند ارجمندش امام صادق علیه السلام وصیت فرمود و به لقاء پرورگار شتافت. 

آن حضرت دارای سه همسر و هفت فرزند بود. 


از امام باقر علیه السلام مواعظ بسیار ارزشمندی به یادگار مانده است که تمام نسل‌ها تا قیامت از آن بهره‌مند خواهند بود. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

شهادت حضرت سلطان علی بن محمد باقر علیه السلام تسلیت باد

روز 27 جمادی الثانی سالگرد شهادت فرزندبلافصل حضرت امام محمد باقر علیه السلام میباشد.حضرت علی بن محمد که معروف به سلطان علی میباشند به درخواست دوستداران اهل بیت از اهالی کاشان در سال ۱۱۳ هـ. ق به این منطقه هجرت نمود و مدت سه سال به امر تبلیغ و ارشاد مردم همت گماشت. آنحضرت سرانجام در سال ۱۱۶ هـ. ق به همراه تعدادی از اهالی منطقه توسط نیروهای حکومتی به شهادت رسیدند . پیکر ایشان در مشهد اردهال به خاک سپرده شد.

بنابه نقلی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی رحمه الله پیکر شهدا را سالم در زیر زمین آن حرم مشاهده نموده بودند.

بدین بهانه آخرین زیارت حضرت آیت الله مصطفوی رحمه الله علیه و تشرف ایشان به حرم حضرت سلطان علی بن محمد باقر علیه السلام که ارادات مخلصانه خدمت آنحضرت داشتند چند ماه قبل از ارتحالشان

 


آخرین زیارت آیت الله مصفطوی چند ماه قبل از ارتحال

 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

قرابت و خویشاوندی ابوبکر با پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله

و اما دومین امتیازی که ابوبکر  از نظر اهل سنت داشت که به موجب آن به عنوان خلیفه معین شد قرابت و خویشاوندی  ابوبکر با پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله است:

ابوبکر به جهت اینکه پدر همسر رسول خدا صلی الله علیه و اله بود , همین مساله باعث شد که مردم او را به عنوان خلیفه انتخاب کنند.

و اما سوال: اگر مساله خویشاوندی ابوبکر با رسول خدا صلی الله علیه و اله موجب اولویت او در خلافت شده است , چرا امیرالمومنان علی(علیه السلام) که داماد و پسر عم پیامبر صلی الله و علیه و اله و علاوه بر آن, نفس آن حضرت طبق آیه مباهله(خدا در جریان مباهله می فرماید:

فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ.آل عمران- آیه61)

و جزو اهل بیت (اإِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً. احزاب - آیه 33)بود سزاوارترین مردم برای خلافت نباشد؟

مستدرک حاکم ج۳ ص۱۵۰-صحیح مسلم ج۴ ص ۱۸۸۳-ترمذی ج۴ ص۲۹۳-مسند احمد بن حنبل ج۳ ص۹۷- تفسیر طبری ج۳ ص۲۹۹- تفسیر قرطبی ج۴ ص۱۰۴).

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

فضیلت صلوات بر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علبها

و قالت : قالَ لی رسولُ الله: یا فاطمةُ مَن صَلّی عَلَیکِ، غَفَرَاللهُ لَهُ وَ اَلَحَقَهُ بی حَیثُ کَنتُ فی الجَنَةِ.

و فرمودند: " روزی رسول خدا خطاب به من فرمدوند : ای فاطمه هرکس برای تو صلوات بفرستد خداوند اورا مورد آمرزش خویش قرار می دهد و در هر کجای بهشت که من باشم اورا به من ملحق خواهد ساخت.""


ود در این مورد صلوات مخصوصی برای آن حضرت نقل کرده که آثار عجیبه ای در آن مشاهده شده و آن صلوات مخصوص به صورت زیر است:


" اللهُمَ  صلِ علی فاطمةَ وَ أَبیِها وَ بَعلِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما أحَاطَ بِهِ عِلمُک "


شادی دل نازنین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها , پدر بزرگوارشان رسول اکرم صلی الله و علیه و اله و مادر بزرگرارشان حضرت ام المومنین خدیجه کبری سلام الله و علیها صلوات. 

امیدوارم این صلواتها ثوابشان به روح همه علما , صلحا ,شهدا و همه شیعیان امیرالمومنین علیه السلام ن از مشرق تا مغرب عالم  تقدیم شود و باشد تا فرزند برومند آن حضرت ظهور نمایند تا از وجود پرخیر و برکت آن امام همام , منور گردد .جهت تعجیل در فرج آنحضرت صلوات

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا (سلام ‏اللَّه‏ علیه) بر همگان مبارک باد


تاریخ و مکان تولد حضرت فاطمه زهرا (س)

در مورد تاریخ ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بیستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد یافته است.


مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) در شهر مکه و در خانه حضرت خدیجه (سلام ‏اللَّه‏ علیه) اتفاق افتاد. این خانه در محله‏اى است که در گذشته به آن «زقاق العطارین» یعنى کوچه عطارها مى‏گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساکن بود. خانه مبارکى که بارها در آن فرشته وحى بر پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) نازل گردید. این خانه بعدها به صورت مسجد درآمد.


و از آنجا که محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زیستگاه پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) و مکان ولادت حضرت زهرا (علیهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمین ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از این رو بارها در طول تاریخ هم‏زمان با تعمیر و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام کردند.


کیفیت و چگونگى ولادت حضرت زهرا (علیهاالسلام)
دوران باردارى حضرت خدیجه (سلام ‏اللَّه‏ علیه) سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسید، حضرت خدیجه (سلام ‏اللَّه‏ علیه) براى زنان قریش پیام فرستاد تا بیایند و او را در امر وضع حمل کمک کرد و کارهاى مربوط به این برهه که مخصوص زنان است برعهده گیرند.


اما زنان قریش پاسخ دادند که ما نخواهیم آمد، چرا که سخن ما را نشنیده انگاشتى و با محمد (صلى اللَّه علیه و آله) یتیم ابوطالب، پیمان زناشوئى بستى.خدیجه از این پاسخ رنجیده خاطر گشت، اما در یکى از همین روزها در حالى که او همچنان در بستر آرمیده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود که بر او وارد شدند. خدیجه که از دیدن آنان در هراس شده بود به تکاپو افتاد اما یکى از زنان او را آرام نمود و گفت:
اى خدیجه! اندوهگین و هراسناک مباش، ما از جانب خدا به سویت آمده ‏ایم و خواهران تو هستیم، من ساره همسر ابراهیم خلیلم و این آسیه همسر فرعون است و آن یکى مریم دختر عمران و چهارمین ما صفورا دختر شعیب است. در این هنگام چهار زن در چهار سوى حضرت خدیجه (سلام ‏اللَّه‏ علیه) قرار گرفتند و حضرت خدیجه (سلام ‏اللَّه‏ علیه) حمل خود را بر زمین نهاد و نورى از او ساطع گردید که شرق و غرب عالم پرتوافکن شد.


نورى که به خانه‏ هاى مکه راه یافت و همه را در حیرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابریقى مملو از آب کوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانویى که در پیش روى خدیجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه که از شیر سفیدتر و از عنبر خوشبوتر بود بیرون آورد.

 

با یکى تن مولود را پوشاند، و دیگرى را مقنعه‏ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان کودک نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، حضرت فاطمه(سلام ‏اللَّه‏ علیه) دهان گشود و چنین فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول‏ اللَّه سیدالانبیاء و ان بعلى سیدالاوصیاء و ولدى سادة الاسباط.


آنگاه یکایک بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رویى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوریان بشارت تولد او را به آسمانها بردند.

 

در آسمان از یمن قدوم او نورى پدیدار آمد و ساطع گردید که تا آن زمان سماواتیان چنین نورى را رؤیت ننموده بودند. بانوان حضرت خدیجه(سلام ‏اللَّه‏ علیه) را شادباش گفته از میمنت و مبارکى و طهارت نسلش سخنها گفتند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

نماز ابوبکر در بیماری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

مسلم در صحیح خود از «عایشه» این‌گونه روایت می‌کند:

هنگامی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم وارد خانه‌ی من شد، فرمود:

94 - (418) حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ، وَعَبْدُ بْنُ حُمَیْدٍ، - وَاللَّفْظُ لِابْنِ رَافِعٍ قَالَ عَبْدٌ: أَخْبَرَنَا وَقَالَ ابْنُ رَافِعٍ - حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، قَالَ الزُّهْرِیُّ: وَأَخْبَرَنِی حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ اللهِ بْنِ عُمَرَ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: لَمَّا دَخَلَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بَیْتِی قَالَ: «مُرُوا أَبَا بَکْرٍ فَلْیُصَلِّ بِالنَّاسِ» قَالَتْ: فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللهِ، إِنَّ أَبَا بَکْرٍ رَجُلٌ رَقِیقٌ إِذَا قَرَأَ الْقُرْآنَ لَا یَمْلِکُ دَمْعَهُ فَلَوْ أَمَرْتَ غَیْرَ أَبِی بَکْرٍ، قَالَتْ: وَاللهِ، مَا بِی إِلَّا کَرَاهِیَةُ أَنْ یَتَشَاءَمَ النَّاسُ، بِأَوَّلِ مَنْ یَقُومُ فِی مَقَامِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَتْ: فَرَاجَعْتُهُ مَرَّتَیْنِ أَوْ ثَلَاثًا، فَقَالَ: «لِیُصَلِّ بِالنَّاسِ أَبُو بَکْرٍ فَإِنَّکُنَّ صَوَاحِبُ یُوسُفَ»

«بگویید ابوبکر با مردم نماز بگزارد. گفتم: یا رسول الله! ابوبکر مردی رقیق القلب و دل‌نازک است و هرگاه قرآن بخواند نمی‌تواند از گریه خودداری نماید ای کاش غیر ابوبکر را فرمان می‌دادی ... دو یا سه بار این سخن را تکرار کردم و او فرمود: باید ابوبکر با مردم نماز بگزارد، شما همراهان یوسفید.

صحیح المسلم 1 ص313 المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشیری النیسابوری (المتوفى: 261هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقی، الناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، عدد الأجزاء: 5.



در حدیث دیگری عایشه می‌گوید:

683 - حَدَّثَنَا زَکَرِیَّاءُ بْنُ یَحْیَى، قَالَ: حَدَّثَنَا ابْنُ نُمَیْرٍ، قَالَ: أَخْبَرَنَا هِشَامُ بْنُ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: «أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَبَا بَکْرٍ أَنْ یُصَلِّیَ بِالنَّاسِ فِی مَرَضِهِ»، فَکَانَ یُصَلِّی بِهِمْ، قَالَ عُرْوَةُ: فَوَجَدَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی نَفْسِهِ خِفَّةً، فَخَرَجَ، فَإِذَا أَبُو بَکْرٍ یَؤُمُّ النَّاسَ، فَلَمَّا رَآهُ أَبُو بَکْرٍ اسْتَأْخَرَ، فَأَشَارَ إِلَیْهِ: «أَنْ کَمَا أَنْتَ»، فَجَلَسَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ حِذَاءَ أَبِی بَکْرٍ إِلَى جَنْبِهِ، فَکَانَ أَبُو بَکْرٍ یُصَلِّی بِصَلاَةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَالنَّاسُ یُصَلُّونَ بِصَلاَةِ أَبِی بَکْرٍ "

«هنگامی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بیمار شد، (همان بیماری که به فوت او انجامید). بلال آمد تا از وقت نماز آگاهش نماید، فرمود: بگویید ابوبکر با مردم نماز بگزارد. تا آنجا که فرمود: شما همراهان یوسفید. پس نزد ابوبکر فرستادیم و او با مردم به نماز ایستاد که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در خود احساس سبکی کرد و با تکیه بر دو مرد بیرون آمد... و ابوبکر که وجودش را احساس نمود، خواست تا عقب برود که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به او اشاره فرمود به جای خود بمان. سپس آمد تا در کنار ابوبکر نشست و ابوبکر به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم اقتدا نمود و مردم به ابوبکر اقتدا کردند.

صحیح البخاری 1 ص137 المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، المحقق: محمد زهیر بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانیة بإضافة ترقیم ترقیم محمد فؤاد عبد الباقی)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.



طبری گوید که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:

حَدَّثَنَا ابْنُ وَکِیعٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِی، عَنِ الأَعْمَشِ، قَالَ: وَحَدَّثَنَا أَبُو هِشَامٍ الرِّفَاعِیُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ وَوَکِیعٌ، قَالا: حَدَّثَنَا الأَعْمَشُ، وَحَدَّثَنَا عِیسَى بْنُ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى، عَنِ الأَعْمَشِ، عَنْ إِبْرَاهِیمَ، عَنِ الأَسْوَدِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: [لَمَّا مرض رسول الله ص الْمَرَضَ الَّذِی مَاتَ فِیهِ، أُذِّنَ بِالصَّلاةِ، فَقَالَ: مُرُوا أَبَا بَکْرٍ أَنْ یُصَلِّیَ بِالنَّاسِ، فَقُلْتُ: إِنَّ أَبَا بَکْرٍ رَجُلٌ رَقِیقٌ، وَإِنَّهُ مَتَى یَقُومُ مَقَامَکَ لا یُطِیقُ! قَالَ: فَقَالَ: مُرُوا أَبَا بَکْرٍ یُصَلِّی بِالنَّاسِ، فَقُلْتُ مِثْلَ ذَلِکَ، فَغَضِبَ، وَقَالَ: إِنَّکُنَّ صَوَاحِبُ یُوسُفَ]- وَقَالَ ابْنُ وَکِیعٍ: صَوَاحِبَاتُ یُوسُفَ- مُرُوا أَبَا بَکْرٍ یُصَلِّی بِالنَّاسِ، قَالَ: فَخَرَجَ یُهَادَى بَیْنَ رَجُلَیْنِ وَقَدَمَاهُ تَخُطَّانِ فِی الأَرْضِ، فَلَمَّا دَنَا مِنْ أَبِی بَکْرٍ، تَأَخَّرَ أَبُو بَکْرٍ، فَأَشَارَ إِلَیْهِ رَسُولُ الله ص أَنْ قُمْ فِی مَقَامِکَ، فَقَعَدَ رَسُولُ اللَّهِ ص، فَصَلَّى إِلَى جَنْبِ أَبِی بَکْرٍ جَالِسًا قَالَتْ: فَکَانَ أَبُو بَکْرٍ یُصَلِّی بِصَلاةِ النَّبِیِّ، وَکَانَ النَّاسُ یُصَلُّونَ بِصَلاةِ أَبِی بَکْرٍ اللَّفْظُ لِحَدِیثِ عِیسَى بْنِ عُثْمَانَ.

«آیا هنگام نماز فرا رسیده؟ شخصی گفت: آری، فرمود: به ابابکر دستور دهید با مردم نماز بخواند، عایشه گفت: ابوبکر مردی رقیق القلب است. به عمر دستور دهید. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: به عمر بگویید و عمر گفت: من بر ابوبکر مقدم نخواهم شد، مادامی که او حضور دارد، پس ابوبکر جلو افتاد، و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم احساس نمود از شدت تب او کاسته شده است، پس از منزل بیرون آمد و چون حرکت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به گوش ابوبکر رسید، خود را عقب کشاند و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم پیراهن او را کشید و خود در جای او قرار گرفت و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نشست (نماز را نشسته خواند) و از همان‌جایی که ابوبکر انجام داده بود، پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نماز را ادامه داد».

تاریخ الطبری ج3 ص197 المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب الآملی، أبو جعفر الطبری (المتوفى: 310هـ)، (صلة تاریخ الطبری لعریب بن سعد القرطبی، المتوفى: 369هـ)، الناشر: دار التراث - بیروت، الطبعة: الثانیة - 1387 هـ، عدد الأجزاء: 11.


سؤال1:

اگر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به ابوبکر دستور داده بود که با مردم نماز بخواند، پس چرا با زحمتی که قادر به راه رفتن نمی‌باشد، به مسجد می‌رود و به نماز مشغول می‌شود؟

سؤال2:

آیا حضور پیامبر در مسجد برای تأیید ابوبکر بوده است؟ اگر چنین است، پس چرا او را کنار می‌زند و پیراهن او را می‌کشد و خود جای او می‌ایستد و نماز می‌خواند؟

سؤال3:

اگر ابوبکر به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم اقتدا نموده است، چنانچه روایت می‌گوید، پس امامت او معنا ندارد. بنابراین، آیا ممکن است شخصی در زمان واحد و در یک نماز، هم امام باشد و هم مأموم؟

سؤال4:

این نمازی که ابوبکر به جای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم خوانده، کدام نماز بوده است؟ (صبح، ظهر، عشاء) و در کجا این امامت انجام شده است؟ و چرا محدثان اهل سنّت در کتابهای خود این قضیه را متناقض یکدیگر نقل کرده‌اند؟

سؤال5:

اگر این نماز دلیل بر اولویت ابوبکر در خلافت است، پس چرا مهاجرین و انصار و حتی خود ابوبکر در سقیفه به آن استناد نکرده‌اند؟

سؤال6:

اگر نماز ابوبکر به جای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم موجب استحقاق او برای خلافت شده است، چرا «عبدالرحمن بن عوف» سزاوار خلافت نباشد؟ مگر نه این است که محدثان شما در مورد «عبدالرحمن بن عوف» از قول پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت نقل کرده‌اند و احدی از بزرگان شما در این روایت تشکیک نکرده‌اند .

بزرگان اهل سنّت متّفق القولند که رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم نماز صبح را پشت سر عبدالرحمن بن عوف به جا آورده است:

وَفِی غَزْوَةِ تَبُوکَ هَذِهِ صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ خَلْفَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ صَلَاةَ الْفَجْرِ

در جنگ تبوک رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم پشت سر عبدالرحمن بن عوف نماز صبح خواند.

(اگر چه این مطلب به اعتقاد شیعه و صریح آیه شریفه «لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ» سوره حجرات آیه1 باطل می‌باشد و در حضور پیامبر امامت دیگری بر آن حضرت باطل است).


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

چرا ابوبکر به عنوان خلیفه انتخاب شد؟

ذهبی در کتاب "تاریخ الاسلام" جلد 2, صفحه 584 مینویسد :

ابوبکر امتیازاتی داشت که به موجب آن به عنوان خلیفه معین شد, از جمله :

  1. نماز ابوبکر در بیماری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
  2. قرابت و خویشاوندی ابوبکر با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
  3. مصاحبت ابوبکر با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غار
  4. مسن بودن ابوبکر

که به ترتیب هر یک را با شرحی مختصر بیان خواهیم نمود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

سوالاتی پیرامون مسائل اعتقادی , کلامی , فقهی ,تفسیری و تاریخی

در روز شهادت بی بی دوعالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به فکر این افتادیم تا مطالبی را گرچند به مذاق بعضی ها شاید خوش نیاید ولی از باب علمی و تحقیقی در این دنیای مجازی بس آشوب مطرح نماییم شاید مثمر ثمر واقع گردد.  قبل از هرچیز از جناب آقای حجه الاسلام آشیخ حسین تهرانی که از مطالب ایشان استفاده میکنیم تشکر و قدردانی مینماییم.

  به گواهی تاریخ , مخالفان مذهب تشیع در طول چهارده قرن, همواره با حربه های گوناگون و سست بنیادشان در صدد حمله به پایه های بنیادین این مذهب بوده اند, به ویژه آن که در قرن چهاردهم افرادی با شیوه های عامیانه و غیر محققانه تا آنجا که توانسته اند به جامعه شیعی تهمت زده و در صدد تحریف اذهان عموم مسلمانان برآمده اند, با آنکه تاکنون عالمان بزرگ شیعی رضوان الله علیهم اجمعین بارها در کتابه های خود معتقدات شیعیان را در اصول و فروع دین شرح داده و به شبهات مغرضانه آنان پاسخ داده اند اما آنان بدون هیچ اعتنایی به توضیحات و پاسخ های عالمان شیعه به روش ناجوانمردانه خود ادامه داده و همواره با قلم های نیش دار خود , پیروان اهل بیت رسالت علیهم السلام را کافر , مشرک, یهودی  رافضی می خوانند!

لذا بر آن شدیم که سوالاتی را متناسب با مطالب اهل سنت و از کتب معتبر آنها مطرح نموده و با بررسی سوالات میتوانیم به کسانی که در بین ما هستند و طرفداری و پیروی میکنند از افرادی که با بیان  شبهاتی سعی در منحرف کردندجامعه مینمایند , فرصتی داده باشیم تا تعقل نمایند و از راه اشتباه برگردند و رستگار شوند.

از این رو تعدادی سوال را مطرح میکنیم.و جوابهای آنهارا ازکتب معتبر اهل سنت بیان مینمایم .

امید است که این مطالب چراغی باشد پر فروغ , فراروی رهنوردان حق و حقیقت و با مورد قبول واقع شدنش در پیشگاه حضرت باری تعالی و منظور نظر قرار گرفتن در نزد حضرت بقیه الله الاعظم عج الله تعالی فرجهم الشریف ذخیره ای باشد برای سرای دیگر.

سعی میکنیم در فواصلی کوتاه مطالب را ارسال و با توجه به بازخورد دوستان این مطالب را ادامه دهیم.لذاخواهشمند است از دوستان گرامی که این مطالب را مطالعه فرمایند و مارا از نظرات و پیشنهادات خود محروم نکنند.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

شهادت حضرت فاطمه زهر از کلام اهل سنت

ایام شهادت بی بی دو سرا حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها , مصادف است با تعدد سخنرانیها و بازتاب حادثه بس دلخراش برای آن بانوی بزرگوار.گاها در بین صحبتها اختلافات شیعه و سنی هم بوجود میاید که قائدتا عده ای هم دنبال تفرقه بین مسلمانان هستند ...ولی باید این موضوع را فراموش نکرد که به هر قیمتی هم شده نبایستی پا روی اعتقادات خودمان بگذاریم. هرکاری بکنیم نمیتوانیم منکر تاریخ و اتفاقات آن شویم. و عدم بیان آنها نیز به مرور باعث فراموشی کل ماجرا و ضعف اعتقادی و ولایی آینده گان میشود. لذا با در نظر گرفتن آن مشکلات بیاییم در محافل خود حداقل گوشه ای از تاریخ را تعریف کنیم و برای اتفاقات آن بگریستیم.

در اینجا لازم است شرح واقعه را از کتاب روح المعانی اثر محمود أفندى آلوسی(1217 – 1270ق) از مفسران اهل سنت است. بیان کنیم :

زمانی که مردم باابوبکر بیعت کردند وعلی بیعت نکرد، ابوبکر قنفذ را به محضر علی فرستاد وگفت: به دنبال علی برو و به او بگو خلیفه رسول خدا رااجابت کن. قنفذ نزد علی رفت و پیغام ابوبکر به حضرت رساند. علی فرمود: چه زود به پیامبر خدا دروغ بستید ومرتد شدید. به خداسوگند پیامبر، غیر ازمن کسی را به خلافت منسوب نکرد. ابوبکر برای بیعت به دنبال علی فرستاد وعلی قبول نکرد، عمر عصبانی شد و درب خانه علی را به آتش کشید و داخل خانه شد. فاطمه برابر او قرار گرفت و فریاد زد: یا ابتاه یا رسول الله عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوی فاطمه زد و نیز با تازیانه به بازوی وی زد در این هنگام فریاد فاطمه برخاست یا ابتاه . علی ناگهان از جای برخواست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت به زمین کوبید وضربه ای محکم بر بینی و گردن عمر نواخت.

نکات این مبحث : ۱ ـ در این حدیث ثابت شد که عمر بن خطاب به تهدید خود عمل کرده و خانه وحی را به آتش کشیده است و از ابوبکر دستور گرفته و ابوبکر نیز شریک جرم می باشد.

۲ ـ اذیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اذیت خداست و شخص اذیت کننده ملعون است و در آتش جهنم. سوره مبارکه احزاب آیه ی ۵۷ ( ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخره و اعد لهم عذابا مهینا ) آتش زدن خانه وحی اذیت حضرت زهرای اطهر است و در نتیجه اذیت رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم و طبق آیه ی شریف هر کس رسول خدا را بیازارد خدا را آزرده است و خداوند او را در هر دو دنیا لعنت می کند و برای او آتشی دردناک آماده کرده است. پس ثابت شد که عمر بن خطاب همین الان در آتش جهنم به سر می برد و ملعون در عالم است.

۳ ـ نکته بسیار مهمی که در این حدیث ثابت شد و آلوسی صاحب کتاب به آن اعتراف کرد این است که حضرت علی صلوات الله علیه وقتی عمر بن خطاب وارد خانه شد از کمربند او گرفت و او را به زمین زد و بر گردن و بینی او ضربه زد. این مطلب پاسخ شبهه ای است که جماعت مخالفین معتقدند که حضرت علی صلوات الله علیه در مقابل عمل عمر هیچ واکنشی نشان ندادند.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

شهادت حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها تسلیت باید

فاطمه س) قالت: قال رسول الله (ص): هذا جبرئیل (ع) یخبرنی: ان السعید , کل السعید, حق السعید , من احب علیا فی حیاتی و بعد وفاتی.(30

) فاطمه(س) از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده که فرمود: این جبرئیل (ع) است که مرا خبر می دهد: همانا خوشبخت تمام خوشبخت و خوشبخت واقعی کسی است که علی را, در زندگی ام و پس ازمرگم دوست داشته باشد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

شرکت حضرت آیت الله مصطفوی در مراسم حضرت سید الشهداء

فرزند حضرت آیت الله مصطفوی رحمه الله نقل میکند : شب هفتم محرم بود که یکی از هیئت های کاشان  از حضرت آیت الله مصطفوی برای حضور در هیئتشان دعوت نمودند. شب هفتم شب مخصوص آن هیئت بود.و من به همراه حضرت آقا روانه آن حسینه ای شدیم. در بین راه آقا فرمودند که آقاجان اسم این هیئت  چیه؟ عرض کردم اینجا اون هیئت نیست دوتا کوچه بالاتر است. حضرت آقا فرمودند بله میدانم ولی میخوام قبل از اینکه بریم اون هیئت یه سری هم به اینجا بزنیم.من هم ماشین را کنار حسینه پارک کردم و بعد از اینکه دست آقا را گرفتم وارد حسینه شدیم. حدود پنج یا شش نفری بودند و منبری جوانی هم در آن جلسه داشت سخنرانی میکرد. تا حضرت آقا را دیدند صلوات فرستادند و منبری هم که گیج شده بود فقط تشکر و عذرخواهی میکرد. رئیس هیئت هم گریه کنان دست آقا را بوسید و بلافاصله برای ما دو نفر چای آورد و اشک توی چشمام جمع شده بود. وبلافاصله از حسیه رفت بیرون. نمیدونم چی شد که دیدم مسجد پر از جمعیت شد. علی الظاهر , رئیس هیئت دویده بود بیرون و صدا زده بود که آیت الله مصطفوی اومده و مردم را جمع کرده بود..... بعد از سخنرانی همه نشستند و میکروفن جلو حضرت آقا گذاشتند که دعا فرمایند.......واقعا حس عجیبی به من دست داده بود....بعد ازاینکه سوار ماشین شدیم به آقا عرض کردم: آقاجون اشتباهی نیامدیم؟ اینجا که قرار نبود بریم؟! آقا فرمودند که میدانم اون هیئتی که میخواستم بروم  پراز جمعیت است اما اینجا دیدم کسی نیست جلسه بی ریا بود حاضر شدم.من برای جلسه حضرت سیدالشهدا (ع) رفته بودم فرقی نمیکرد چه هیئتی ....و در این هنگام رئیس هیئتی که قرار بود به آنجا برویم تماس گرفت و گفت آقا توی جلسه جا نیست من منتظر حضورتون هستم که بعدا به آنجا رفتیم....درس خیلی خوبی برای من بود .....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

دعای حضرت آیت الله مصطفوی

دیشب به عیادت یکی از دوستانمان رفتیم که توفیق نبرد با داعش نصیبش شده بود. ایشان که نخواستند اسمشون جایی گفته بشه. تعریف میکرد: من هروقت میخواستم عازم بشم برای نبرد با داعش خدمت حضرت آیت الله مصطفوی رحمه الله علیه مشرف میشدیم. و ایشان در حقمون دعا میکردند و قبل از خروج در گوش راست و چپ دعا میخواندند. و الحمدالله سالم برمیگشتیم. حتی وقتی ایشان در بستر بیماری هم بودند برامون دعا میکردند. بعد از ارتحالشون خدمت پسر بزرگوارش آیت الله حاج سید محمد علی مصطفوی میرسیدیم . و همان کار حضرت آقا را انجام داده و برامون دعا میکردند. یک روز ماموریتی پیش آمد که بایستی عازم عراق میشدیم. ساعت ۲ نیمه شب بودیم . من با تعدادی از دوستان و درجه دارها اومدیم دم در خانه آقا و به آنها گفتم که اگر دوست دارید آقازاده آقارا بیدار کنیم تا برامون دعا کنند ولی دوستان موافقت نکردند. لذا پیشنهاد دادم پشت درب منزل آیت الله مصطفوی بنشینیم و دعای توسلی بخوانیم و مشرف بشویم. درنتیجه ما نیم ساعت دعا و توسل خواندیم و حرکت کردیم. روزی برای نفوذ به قسمتی باید نیمه شب حرکت میکردیم و من هم چون نقش تک تیرانداز داشتم با تعدادی از بچه های یزد یه گروه پنج نفره تشکیل دادیم و با یک بلد در منزلی پنهان شدیم. و منتظر بویم تا بلد ما بهمون بگه کی حرکت کنیم. یه کم ماندنمان در اون منزل طولای شدو من هم خوابم برد. در عالم خواب حضرت آیت الله مصطفوی را دیدم مثل همیشه همان لبخندهای منحصر بفردش به لبانش بود. روبه من کردند و فرمودند : حاجی از سمت چپ برو .نکنه سمت راست حرکت کنی و ...در این هنگام از خواب بیدار شدم و اون بلدی که همراهم بود گفت به طرف راست حرکت کنیم و به طرف مسجدی که در اون محل قرار گرفته برویم. من بهشون گفتم من سمت چپ میروم ولی آنها اصرار کردند که این چه حرفیه ...من خونه ای سمت چپ بود نشون کردم و در حال حرکت بودیم که خمپاره ای خورد دقیقا به همان مرد بلدی که همراهمان بود و در این حادثه متاسفانه ۴ تا از دوستانم شهید شدم و من هم مجروح شد و بدنم اصابت شش تا ترکش قرار گرفت....بعدا فهمیدیم که این بلد نفوذی همان داعشی ها بوده که قصد کشتن مارا داشته. .... این دوستمان بعدا داستانی هم برامون برای شفا گرفتنش تعریف کرد که خیلی جالب بود.در این هنگام همه دوستان برای شادی روح آیت الله مصطفوی فاتحه خواندن و صلوات فرستادند خدا رحمتشون کنه.


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

خواب عجیب از حضرت آیت الله مصطفوی

امروز جمعه در مسجد حضرت آیت الله مصطفوی رحمه الله یکی از مریدان حضرت آقا بنام آقای فرجدخت تعریف میکرد:چندی پیشا توی منزل یه اطاق دارم که شبها نماز و دعاهامو اونجا میخونم و تاپاسی از شب اونجا بیدارم و هروقت توفیق باشه نماز شبی میخونم.چند وقت پیش بعد از خواندن نماز شب خوابم برد. در عالم خواب حضرت آقا را دیدم  که حدود ۴۰ سال داشت و جوان بود و زیبا و با ایشان در بازار پشت سر هیئت عزاداری میکردیم. روبه من کرد و فرمودند : فلانی آیه الکرسی بخوان. منم عرض کردم چشم. باز آقا فرمودند : فلانی آیه الکرسی بخوان. منم عرض کردم چشم ...برای بار سوم فرمودند : فلانی آیه الکرسی بخوان . منم فکر کردم شاید آقا میفرماید که بلند بخونم ..منم شروع به خواندن کردم که از خواب پریدم....وقتی بیدار شدم سه بار آیه الکرسی خواندم و باز خوابید...صبحی که بیدار شدم رفتم وضو بگیرم دیدم لب در اطاقم زمینش یه جوری هست که کف فرش زمین که ختایی هست تکون میخوره . اعتنا نکرده ووضو گرفتم و بعد از نماز صبح بلند شدم برای خرید نان . دیدم فرش خیس شده....تا فرش را کنار زدم دیدم تمام زمین خیس خیس شده ...خیلی ترسیدم و پسرم را خبر کردم. اونم چون منزلش بنایی داشت رفت و استاد بنای خودشون را فرستاد منزل ما. اون تا اونجا را دید گفت فلانی از خونه برید بیرون که این اطاق میره پایین .....  همون روز اطاقم ریخت ...استاد بنا گفت برو خدارا شکر کن... زیر اطاق کاملا خالی شده بود...چندین نیسان فقط آجر خالی کردیم تا زیر خونه را بازسازی کنیم.....حالا فهمیدم که اون خواب چی بود.....و من با خواندن آیه الکرسی حفظ شدم از بلایی که قرار بود سرم بیاید...خدارحمت کنه آقا را که همیشه حرف دلامو میشنید و تا اونجایی که میشد کمکم میکرد....حالا هم در خواب کمکم کرد .....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی