شهادت حضرت سلطان علی بن محمد باقر علیه السلام تسلیت باد

روز 27 جمادی الثانی سالگرد شهادت فرزندبلافصل حضرت امام محمد باقر علیه السلام میباشد.حضرت علی بن محمد که معروف به سلطان علی میباشند به درخواست دوستداران اهل بیت از اهالی کاشان در سال ۱۱۳ هـ. ق به این منطقه هجرت نمود و مدت سه سال به امر تبلیغ و ارشاد مردم همت گماشت. آنحضرت سرانجام در سال ۱۱۶ هـ. ق به همراه تعدادی از اهالی منطقه توسط نیروهای حکومتی به شهادت رسیدند . پیکر ایشان در مشهد اردهال به خاک سپرده شد.

بنابه نقلی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی رحمه الله پیکر شهدا را سالم در زیر زمین آن حرم مشاهده نموده بودند.

بدین بهانه آخرین زیارت حضرت آیت الله مصطفوی رحمه الله علیه و تشرف ایشان به حرم حضرت سلطان علی بن محمد باقر علیه السلام که ارادات مخلصانه خدمت آنحضرت داشتند چند ماه قبل از ارتحالشان

 


آخرین زیارت آیت الله مصفطوی چند ماه قبل از ارتحال

 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

قرابت و خویشاوندی ابوبکر با پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله

و اما دومین امتیازی که ابوبکر  از نظر اهل سنت داشت که به موجب آن به عنوان خلیفه معین شد قرابت و خویشاوندی  ابوبکر با پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله است:

ابوبکر به جهت اینکه پدر همسر رسول خدا صلی الله علیه و اله بود , همین مساله باعث شد که مردم او را به عنوان خلیفه انتخاب کنند.

و اما سوال: اگر مساله خویشاوندی ابوبکر با رسول خدا صلی الله علیه و اله موجب اولویت او در خلافت شده است , چرا امیرالمومنان علی(علیه السلام) که داماد و پسر عم پیامبر صلی الله و علیه و اله و علاوه بر آن, نفس آن حضرت طبق آیه مباهله(خدا در جریان مباهله می فرماید:

فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ.آل عمران- آیه61)

و جزو اهل بیت (اإِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً. احزاب - آیه 33)بود سزاوارترین مردم برای خلافت نباشد؟

مستدرک حاکم ج۳ ص۱۵۰-صحیح مسلم ج۴ ص ۱۸۸۳-ترمذی ج۴ ص۲۹۳-مسند احمد بن حنبل ج۳ ص۹۷- تفسیر طبری ج۳ ص۲۹۹- تفسیر قرطبی ج۴ ص۱۰۴).

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

فضیلت صلوات بر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علبها

و قالت : قالَ لی رسولُ الله: یا فاطمةُ مَن صَلّی عَلَیکِ، غَفَرَاللهُ لَهُ وَ اَلَحَقَهُ بی حَیثُ کَنتُ فی الجَنَةِ.

و فرمودند: " روزی رسول خدا خطاب به من فرمدوند : ای فاطمه هرکس برای تو صلوات بفرستد خداوند اورا مورد آمرزش خویش قرار می دهد و در هر کجای بهشت که من باشم اورا به من ملحق خواهد ساخت.""


ود در این مورد صلوات مخصوصی برای آن حضرت نقل کرده که آثار عجیبه ای در آن مشاهده شده و آن صلوات مخصوص به صورت زیر است:


" اللهُمَ  صلِ علی فاطمةَ وَ أَبیِها وَ بَعلِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما أحَاطَ بِهِ عِلمُک "


شادی دل نازنین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها , پدر بزرگوارشان رسول اکرم صلی الله و علیه و اله و مادر بزرگرارشان حضرت ام المومنین خدیجه کبری سلام الله و علیها صلوات. 

امیدوارم این صلواتها ثوابشان به روح همه علما , صلحا ,شهدا و همه شیعیان امیرالمومنین علیه السلام ن از مشرق تا مغرب عالم  تقدیم شود و باشد تا فرزند برومند آن حضرت ظهور نمایند تا از وجود پرخیر و برکت آن امام همام , منور گردد .جهت تعجیل در فرج آنحضرت صلوات

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا (سلام ‏اللَّه‏ علیه) بر همگان مبارک باد


تاریخ و مکان تولد حضرت فاطمه زهرا (س)

در مورد تاریخ ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بیستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد یافته است.


مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) در شهر مکه و در خانه حضرت خدیجه (سلام ‏اللَّه‏ علیه) اتفاق افتاد. این خانه در محله‏اى است که در گذشته به آن «زقاق العطارین» یعنى کوچه عطارها مى‏گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساکن بود. خانه مبارکى که بارها در آن فرشته وحى بر پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) نازل گردید. این خانه بعدها به صورت مسجد درآمد.


و از آنجا که محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زیستگاه پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) و مکان ولادت حضرت زهرا (علیهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمین ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از این رو بارها در طول تاریخ هم‏زمان با تعمیر و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام کردند.


کیفیت و چگونگى ولادت حضرت زهرا (علیهاالسلام)
دوران باردارى حضرت خدیجه (سلام ‏اللَّه‏ علیه) سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسید، حضرت خدیجه (سلام ‏اللَّه‏ علیه) براى زنان قریش پیام فرستاد تا بیایند و او را در امر وضع حمل کمک کرد و کارهاى مربوط به این برهه که مخصوص زنان است برعهده گیرند.


اما زنان قریش پاسخ دادند که ما نخواهیم آمد، چرا که سخن ما را نشنیده انگاشتى و با محمد (صلى اللَّه علیه و آله) یتیم ابوطالب، پیمان زناشوئى بستى.خدیجه از این پاسخ رنجیده خاطر گشت، اما در یکى از همین روزها در حالى که او همچنان در بستر آرمیده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود که بر او وارد شدند. خدیجه که از دیدن آنان در هراس شده بود به تکاپو افتاد اما یکى از زنان او را آرام نمود و گفت:
اى خدیجه! اندوهگین و هراسناک مباش، ما از جانب خدا به سویت آمده ‏ایم و خواهران تو هستیم، من ساره همسر ابراهیم خلیلم و این آسیه همسر فرعون است و آن یکى مریم دختر عمران و چهارمین ما صفورا دختر شعیب است. در این هنگام چهار زن در چهار سوى حضرت خدیجه (سلام ‏اللَّه‏ علیه) قرار گرفتند و حضرت خدیجه (سلام ‏اللَّه‏ علیه) حمل خود را بر زمین نهاد و نورى از او ساطع گردید که شرق و غرب عالم پرتوافکن شد.


نورى که به خانه‏ هاى مکه راه یافت و همه را در حیرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابریقى مملو از آب کوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانویى که در پیش روى خدیجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه که از شیر سفیدتر و از عنبر خوشبوتر بود بیرون آورد.

 

با یکى تن مولود را پوشاند، و دیگرى را مقنعه‏ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان کودک نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، حضرت فاطمه(سلام ‏اللَّه‏ علیه) دهان گشود و چنین فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول‏ اللَّه سیدالانبیاء و ان بعلى سیدالاوصیاء و ولدى سادة الاسباط.


آنگاه یکایک بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رویى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوریان بشارت تولد او را به آسمانها بردند.

 

در آسمان از یمن قدوم او نورى پدیدار آمد و ساطع گردید که تا آن زمان سماواتیان چنین نورى را رؤیت ننموده بودند. بانوان حضرت خدیجه(سلام ‏اللَّه‏ علیه) را شادباش گفته از میمنت و مبارکى و طهارت نسلش سخنها گفتند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

نماز ابوبکر در بیماری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

مسلم در صحیح خود از «عایشه» این‌گونه روایت می‌کند:

هنگامی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم وارد خانه‌ی من شد، فرمود:

94 - (418) حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ، وَعَبْدُ بْنُ حُمَیْدٍ، - وَاللَّفْظُ لِابْنِ رَافِعٍ قَالَ عَبْدٌ: أَخْبَرَنَا وَقَالَ ابْنُ رَافِعٍ - حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، قَالَ الزُّهْرِیُّ: وَأَخْبَرَنِی حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ اللهِ بْنِ عُمَرَ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: لَمَّا دَخَلَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بَیْتِی قَالَ: «مُرُوا أَبَا بَکْرٍ فَلْیُصَلِّ بِالنَّاسِ» قَالَتْ: فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللهِ، إِنَّ أَبَا بَکْرٍ رَجُلٌ رَقِیقٌ إِذَا قَرَأَ الْقُرْآنَ لَا یَمْلِکُ دَمْعَهُ فَلَوْ أَمَرْتَ غَیْرَ أَبِی بَکْرٍ، قَالَتْ: وَاللهِ، مَا بِی إِلَّا کَرَاهِیَةُ أَنْ یَتَشَاءَمَ النَّاسُ، بِأَوَّلِ مَنْ یَقُومُ فِی مَقَامِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَتْ: فَرَاجَعْتُهُ مَرَّتَیْنِ أَوْ ثَلَاثًا، فَقَالَ: «لِیُصَلِّ بِالنَّاسِ أَبُو بَکْرٍ فَإِنَّکُنَّ صَوَاحِبُ یُوسُفَ»

«بگویید ابوبکر با مردم نماز بگزارد. گفتم: یا رسول الله! ابوبکر مردی رقیق القلب و دل‌نازک است و هرگاه قرآن بخواند نمی‌تواند از گریه خودداری نماید ای کاش غیر ابوبکر را فرمان می‌دادی ... دو یا سه بار این سخن را تکرار کردم و او فرمود: باید ابوبکر با مردم نماز بگزارد، شما همراهان یوسفید.

صحیح المسلم 1 ص313 المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشیری النیسابوری (المتوفى: 261هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقی، الناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، عدد الأجزاء: 5.



در حدیث دیگری عایشه می‌گوید:

683 - حَدَّثَنَا زَکَرِیَّاءُ بْنُ یَحْیَى، قَالَ: حَدَّثَنَا ابْنُ نُمَیْرٍ، قَالَ: أَخْبَرَنَا هِشَامُ بْنُ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: «أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَبَا بَکْرٍ أَنْ یُصَلِّیَ بِالنَّاسِ فِی مَرَضِهِ»، فَکَانَ یُصَلِّی بِهِمْ، قَالَ عُرْوَةُ: فَوَجَدَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی نَفْسِهِ خِفَّةً، فَخَرَجَ، فَإِذَا أَبُو بَکْرٍ یَؤُمُّ النَّاسَ، فَلَمَّا رَآهُ أَبُو بَکْرٍ اسْتَأْخَرَ، فَأَشَارَ إِلَیْهِ: «أَنْ کَمَا أَنْتَ»، فَجَلَسَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ حِذَاءَ أَبِی بَکْرٍ إِلَى جَنْبِهِ، فَکَانَ أَبُو بَکْرٍ یُصَلِّی بِصَلاَةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَالنَّاسُ یُصَلُّونَ بِصَلاَةِ أَبِی بَکْرٍ "

«هنگامی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بیمار شد، (همان بیماری که به فوت او انجامید). بلال آمد تا از وقت نماز آگاهش نماید، فرمود: بگویید ابوبکر با مردم نماز بگزارد. تا آنجا که فرمود: شما همراهان یوسفید. پس نزد ابوبکر فرستادیم و او با مردم به نماز ایستاد که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در خود احساس سبکی کرد و با تکیه بر دو مرد بیرون آمد... و ابوبکر که وجودش را احساس نمود، خواست تا عقب برود که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به او اشاره فرمود به جای خود بمان. سپس آمد تا در کنار ابوبکر نشست و ابوبکر به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم اقتدا نمود و مردم به ابوبکر اقتدا کردند.

صحیح البخاری 1 ص137 المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، المحقق: محمد زهیر بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانیة بإضافة ترقیم ترقیم محمد فؤاد عبد الباقی)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9.



طبری گوید که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:

حَدَّثَنَا ابْنُ وَکِیعٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِی، عَنِ الأَعْمَشِ، قَالَ: وَحَدَّثَنَا أَبُو هِشَامٍ الرِّفَاعِیُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ وَوَکِیعٌ، قَالا: حَدَّثَنَا الأَعْمَشُ، وَحَدَّثَنَا عِیسَى بْنُ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى، عَنِ الأَعْمَشِ، عَنْ إِبْرَاهِیمَ، عَنِ الأَسْوَدِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: [لَمَّا مرض رسول الله ص الْمَرَضَ الَّذِی مَاتَ فِیهِ، أُذِّنَ بِالصَّلاةِ، فَقَالَ: مُرُوا أَبَا بَکْرٍ أَنْ یُصَلِّیَ بِالنَّاسِ، فَقُلْتُ: إِنَّ أَبَا بَکْرٍ رَجُلٌ رَقِیقٌ، وَإِنَّهُ مَتَى یَقُومُ مَقَامَکَ لا یُطِیقُ! قَالَ: فَقَالَ: مُرُوا أَبَا بَکْرٍ یُصَلِّی بِالنَّاسِ، فَقُلْتُ مِثْلَ ذَلِکَ، فَغَضِبَ، وَقَالَ: إِنَّکُنَّ صَوَاحِبُ یُوسُفَ]- وَقَالَ ابْنُ وَکِیعٍ: صَوَاحِبَاتُ یُوسُفَ- مُرُوا أَبَا بَکْرٍ یُصَلِّی بِالنَّاسِ، قَالَ: فَخَرَجَ یُهَادَى بَیْنَ رَجُلَیْنِ وَقَدَمَاهُ تَخُطَّانِ فِی الأَرْضِ، فَلَمَّا دَنَا مِنْ أَبِی بَکْرٍ، تَأَخَّرَ أَبُو بَکْرٍ، فَأَشَارَ إِلَیْهِ رَسُولُ الله ص أَنْ قُمْ فِی مَقَامِکَ، فَقَعَدَ رَسُولُ اللَّهِ ص، فَصَلَّى إِلَى جَنْبِ أَبِی بَکْرٍ جَالِسًا قَالَتْ: فَکَانَ أَبُو بَکْرٍ یُصَلِّی بِصَلاةِ النَّبِیِّ، وَکَانَ النَّاسُ یُصَلُّونَ بِصَلاةِ أَبِی بَکْرٍ اللَّفْظُ لِحَدِیثِ عِیسَى بْنِ عُثْمَانَ.

«آیا هنگام نماز فرا رسیده؟ شخصی گفت: آری، فرمود: به ابابکر دستور دهید با مردم نماز بخواند، عایشه گفت: ابوبکر مردی رقیق القلب است. به عمر دستور دهید. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: به عمر بگویید و عمر گفت: من بر ابوبکر مقدم نخواهم شد، مادامی که او حضور دارد، پس ابوبکر جلو افتاد، و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم احساس نمود از شدت تب او کاسته شده است، پس از منزل بیرون آمد و چون حرکت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به گوش ابوبکر رسید، خود را عقب کشاند و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم پیراهن او را کشید و خود در جای او قرار گرفت و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نشست (نماز را نشسته خواند) و از همان‌جایی که ابوبکر انجام داده بود، پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نماز را ادامه داد».

تاریخ الطبری ج3 ص197 المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب الآملی، أبو جعفر الطبری (المتوفى: 310هـ)، (صلة تاریخ الطبری لعریب بن سعد القرطبی، المتوفى: 369هـ)، الناشر: دار التراث - بیروت، الطبعة: الثانیة - 1387 هـ، عدد الأجزاء: 11.


سؤال1:

اگر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به ابوبکر دستور داده بود که با مردم نماز بخواند، پس چرا با زحمتی که قادر به راه رفتن نمی‌باشد، به مسجد می‌رود و به نماز مشغول می‌شود؟

سؤال2:

آیا حضور پیامبر در مسجد برای تأیید ابوبکر بوده است؟ اگر چنین است، پس چرا او را کنار می‌زند و پیراهن او را می‌کشد و خود جای او می‌ایستد و نماز می‌خواند؟

سؤال3:

اگر ابوبکر به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم اقتدا نموده است، چنانچه روایت می‌گوید، پس امامت او معنا ندارد. بنابراین، آیا ممکن است شخصی در زمان واحد و در یک نماز، هم امام باشد و هم مأموم؟

سؤال4:

این نمازی که ابوبکر به جای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم خوانده، کدام نماز بوده است؟ (صبح، ظهر، عشاء) و در کجا این امامت انجام شده است؟ و چرا محدثان اهل سنّت در کتابهای خود این قضیه را متناقض یکدیگر نقل کرده‌اند؟

سؤال5:

اگر این نماز دلیل بر اولویت ابوبکر در خلافت است، پس چرا مهاجرین و انصار و حتی خود ابوبکر در سقیفه به آن استناد نکرده‌اند؟

سؤال6:

اگر نماز ابوبکر به جای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم موجب استحقاق او برای خلافت شده است، چرا «عبدالرحمن بن عوف» سزاوار خلافت نباشد؟ مگر نه این است که محدثان شما در مورد «عبدالرحمن بن عوف» از قول پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت نقل کرده‌اند و احدی از بزرگان شما در این روایت تشکیک نکرده‌اند .

بزرگان اهل سنّت متّفق القولند که رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم نماز صبح را پشت سر عبدالرحمن بن عوف به جا آورده است:

وَفِی غَزْوَةِ تَبُوکَ هَذِهِ صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ خَلْفَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ صَلَاةَ الْفَجْرِ

در جنگ تبوک رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم پشت سر عبدالرحمن بن عوف نماز صبح خواند.

(اگر چه این مطلب به اعتقاد شیعه و صریح آیه شریفه «لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ» سوره حجرات آیه1 باطل می‌باشد و در حضور پیامبر امامت دیگری بر آن حضرت باطل است).


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

چرا ابوبکر به عنوان خلیفه انتخاب شد؟

ذهبی در کتاب "تاریخ الاسلام" جلد 2, صفحه 584 مینویسد :

ابوبکر امتیازاتی داشت که به موجب آن به عنوان خلیفه معین شد, از جمله :

  1. نماز ابوبکر در بیماری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
  2. قرابت و خویشاوندی ابوبکر با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
  3. مصاحبت ابوبکر با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غار
  4. مسن بودن ابوبکر

که به ترتیب هر یک را با شرحی مختصر بیان خواهیم نمود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

سوالاتی پیرامون مسائل اعتقادی , کلامی , فقهی ,تفسیری و تاریخی

در روز شهادت بی بی دوعالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به فکر این افتادیم تا مطالبی را گرچند به مذاق بعضی ها شاید خوش نیاید ولی از باب علمی و تحقیقی در این دنیای مجازی بس آشوب مطرح نماییم شاید مثمر ثمر واقع گردد.  قبل از هرچیز از جناب آقای حجه الاسلام آشیخ حسین تهرانی که از مطالب ایشان استفاده میکنیم تشکر و قدردانی مینماییم.

  به گواهی تاریخ , مخالفان مذهب تشیع در طول چهارده قرن, همواره با حربه های گوناگون و سست بنیادشان در صدد حمله به پایه های بنیادین این مذهب بوده اند, به ویژه آن که در قرن چهاردهم افرادی با شیوه های عامیانه و غیر محققانه تا آنجا که توانسته اند به جامعه شیعی تهمت زده و در صدد تحریف اذهان عموم مسلمانان برآمده اند, با آنکه تاکنون عالمان بزرگ شیعی رضوان الله علیهم اجمعین بارها در کتابه های خود معتقدات شیعیان را در اصول و فروع دین شرح داده و به شبهات مغرضانه آنان پاسخ داده اند اما آنان بدون هیچ اعتنایی به توضیحات و پاسخ های عالمان شیعه به روش ناجوانمردانه خود ادامه داده و همواره با قلم های نیش دار خود , پیروان اهل بیت رسالت علیهم السلام را کافر , مشرک, یهودی  رافضی می خوانند!

لذا بر آن شدیم که سوالاتی را متناسب با مطالب اهل سنت و از کتب معتبر آنها مطرح نموده و با بررسی سوالات میتوانیم به کسانی که در بین ما هستند و طرفداری و پیروی میکنند از افرادی که با بیان  شبهاتی سعی در منحرف کردندجامعه مینمایند , فرصتی داده باشیم تا تعقل نمایند و از راه اشتباه برگردند و رستگار شوند.

از این رو تعدادی سوال را مطرح میکنیم.و جوابهای آنهارا ازکتب معتبر اهل سنت بیان مینمایم .

امید است که این مطالب چراغی باشد پر فروغ , فراروی رهنوردان حق و حقیقت و با مورد قبول واقع شدنش در پیشگاه حضرت باری تعالی و منظور نظر قرار گرفتن در نزد حضرت بقیه الله الاعظم عج الله تعالی فرجهم الشریف ذخیره ای باشد برای سرای دیگر.

سعی میکنیم در فواصلی کوتاه مطالب را ارسال و با توجه به بازخورد دوستان این مطالب را ادامه دهیم.لذاخواهشمند است از دوستان گرامی که این مطالب را مطالعه فرمایند و مارا از نظرات و پیشنهادات خود محروم نکنند.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

شهادت حضرت فاطمه زهر از کلام اهل سنت

ایام شهادت بی بی دو سرا حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها , مصادف است با تعدد سخنرانیها و بازتاب حادثه بس دلخراش برای آن بانوی بزرگوار.گاها در بین صحبتها اختلافات شیعه و سنی هم بوجود میاید که قائدتا عده ای هم دنبال تفرقه بین مسلمانان هستند ...ولی باید این موضوع را فراموش نکرد که به هر قیمتی هم شده نبایستی پا روی اعتقادات خودمان بگذاریم. هرکاری بکنیم نمیتوانیم منکر تاریخ و اتفاقات آن شویم. و عدم بیان آنها نیز به مرور باعث فراموشی کل ماجرا و ضعف اعتقادی و ولایی آینده گان میشود. لذا با در نظر گرفتن آن مشکلات بیاییم در محافل خود حداقل گوشه ای از تاریخ را تعریف کنیم و برای اتفاقات آن بگریستیم.

در اینجا لازم است شرح واقعه را از کتاب روح المعانی اثر محمود أفندى آلوسی(1217 – 1270ق) از مفسران اهل سنت است. بیان کنیم :

زمانی که مردم باابوبکر بیعت کردند وعلی بیعت نکرد، ابوبکر قنفذ را به محضر علی فرستاد وگفت: به دنبال علی برو و به او بگو خلیفه رسول خدا رااجابت کن. قنفذ نزد علی رفت و پیغام ابوبکر به حضرت رساند. علی فرمود: چه زود به پیامبر خدا دروغ بستید ومرتد شدید. به خداسوگند پیامبر، غیر ازمن کسی را به خلافت منسوب نکرد. ابوبکر برای بیعت به دنبال علی فرستاد وعلی قبول نکرد، عمر عصبانی شد و درب خانه علی را به آتش کشید و داخل خانه شد. فاطمه برابر او قرار گرفت و فریاد زد: یا ابتاه یا رسول الله عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوی فاطمه زد و نیز با تازیانه به بازوی وی زد در این هنگام فریاد فاطمه برخاست یا ابتاه . علی ناگهان از جای برخواست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت به زمین کوبید وضربه ای محکم بر بینی و گردن عمر نواخت.

نکات این مبحث : ۱ ـ در این حدیث ثابت شد که عمر بن خطاب به تهدید خود عمل کرده و خانه وحی را به آتش کشیده است و از ابوبکر دستور گرفته و ابوبکر نیز شریک جرم می باشد.

۲ ـ اذیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اذیت خداست و شخص اذیت کننده ملعون است و در آتش جهنم. سوره مبارکه احزاب آیه ی ۵۷ ( ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخره و اعد لهم عذابا مهینا ) آتش زدن خانه وحی اذیت حضرت زهرای اطهر است و در نتیجه اذیت رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم و طبق آیه ی شریف هر کس رسول خدا را بیازارد خدا را آزرده است و خداوند او را در هر دو دنیا لعنت می کند و برای او آتشی دردناک آماده کرده است. پس ثابت شد که عمر بن خطاب همین الان در آتش جهنم به سر می برد و ملعون در عالم است.

۳ ـ نکته بسیار مهمی که در این حدیث ثابت شد و آلوسی صاحب کتاب به آن اعتراف کرد این است که حضرت علی صلوات الله علیه وقتی عمر بن خطاب وارد خانه شد از کمربند او گرفت و او را به زمین زد و بر گردن و بینی او ضربه زد. این مطلب پاسخ شبهه ای است که جماعت مخالفین معتقدند که حضرت علی صلوات الله علیه در مقابل عمل عمر هیچ واکنشی نشان ندادند.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

شهادت حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها تسلیت باید

فاطمه س) قالت: قال رسول الله (ص): هذا جبرئیل (ع) یخبرنی: ان السعید , کل السعید, حق السعید , من احب علیا فی حیاتی و بعد وفاتی.(30

) فاطمه(س) از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده که فرمود: این جبرئیل (ع) است که مرا خبر می دهد: همانا خوشبخت تمام خوشبخت و خوشبخت واقعی کسی است که علی را, در زندگی ام و پس ازمرگم دوست داشته باشد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

شرکت حضرت آیت الله مصطفوی در مراسم حضرت سید الشهداء

فرزند حضرت آیت الله مصطفوی رحمه الله نقل میکند : شب هفتم محرم بود که یکی از هیئت های کاشان  از حضرت آیت الله مصطفوی برای حضور در هیئتشان دعوت نمودند. شب هفتم شب مخصوص آن هیئت بود.و من به همراه حضرت آقا روانه آن حسینه ای شدیم. در بین راه آقا فرمودند که آقاجان اسم این هیئت  چیه؟ عرض کردم اینجا اون هیئت نیست دوتا کوچه بالاتر است. حضرت آقا فرمودند بله میدانم ولی میخوام قبل از اینکه بریم اون هیئت یه سری هم به اینجا بزنیم.من هم ماشین را کنار حسینه پارک کردم و بعد از اینکه دست آقا را گرفتم وارد حسینه شدیم. حدود پنج یا شش نفری بودند و منبری جوانی هم در آن جلسه داشت سخنرانی میکرد. تا حضرت آقا را دیدند صلوات فرستادند و منبری هم که گیج شده بود فقط تشکر و عذرخواهی میکرد. رئیس هیئت هم گریه کنان دست آقا را بوسید و بلافاصله برای ما دو نفر چای آورد و اشک توی چشمام جمع شده بود. وبلافاصله از حسیه رفت بیرون. نمیدونم چی شد که دیدم مسجد پر از جمعیت شد. علی الظاهر , رئیس هیئت دویده بود بیرون و صدا زده بود که آیت الله مصطفوی اومده و مردم را جمع کرده بود..... بعد از سخنرانی همه نشستند و میکروفن جلو حضرت آقا گذاشتند که دعا فرمایند.......واقعا حس عجیبی به من دست داده بود....بعد ازاینکه سوار ماشین شدیم به آقا عرض کردم: آقاجون اشتباهی نیامدیم؟ اینجا که قرار نبود بریم؟! آقا فرمودند که میدانم اون هیئتی که میخواستم بروم  پراز جمعیت است اما اینجا دیدم کسی نیست جلسه بی ریا بود حاضر شدم.من برای جلسه حضرت سیدالشهدا (ع) رفته بودم فرقی نمیکرد چه هیئتی ....و در این هنگام رئیس هیئتی که قرار بود به آنجا برویم تماس گرفت و گفت آقا توی جلسه جا نیست من منتظر حضورتون هستم که بعدا به آنجا رفتیم....درس خیلی خوبی برای من بود .....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

دعای حضرت آیت الله مصطفوی

دیشب به عیادت یکی از دوستانمان رفتیم که توفیق نبرد با داعش نصیبش شده بود. ایشان که نخواستند اسمشون جایی گفته بشه. تعریف میکرد: من هروقت میخواستم عازم بشم برای نبرد با داعش خدمت حضرت آیت الله مصطفوی رحمه الله علیه مشرف میشدیم. و ایشان در حقمون دعا میکردند و قبل از خروج در گوش راست و چپ دعا میخواندند. و الحمدالله سالم برمیگشتیم. حتی وقتی ایشان در بستر بیماری هم بودند برامون دعا میکردند. بعد از ارتحالشون خدمت پسر بزرگوارش آیت الله حاج سید محمد علی مصطفوی میرسیدیم . و همان کار حضرت آقا را انجام داده و برامون دعا میکردند. یک روز ماموریتی پیش آمد که بایستی عازم عراق میشدیم. ساعت ۲ نیمه شب بودیم . من با تعدادی از دوستان و درجه دارها اومدیم دم در خانه آقا و به آنها گفتم که اگر دوست دارید آقازاده آقارا بیدار کنیم تا برامون دعا کنند ولی دوستان موافقت نکردند. لذا پیشنهاد دادم پشت درب منزل آیت الله مصطفوی بنشینیم و دعای توسلی بخوانیم و مشرف بشویم. درنتیجه ما نیم ساعت دعا و توسل خواندیم و حرکت کردیم. روزی برای نفوذ به قسمتی باید نیمه شب حرکت میکردیم و من هم چون نقش تک تیرانداز داشتم با تعدادی از بچه های یزد یه گروه پنج نفره تشکیل دادیم و با یک بلد در منزلی پنهان شدیم. و منتظر بویم تا بلد ما بهمون بگه کی حرکت کنیم. یه کم ماندنمان در اون منزل طولای شدو من هم خوابم برد. در عالم خواب حضرت آیت الله مصطفوی را دیدم مثل همیشه همان لبخندهای منحصر بفردش به لبانش بود. روبه من کردند و فرمودند : حاجی از سمت چپ برو .نکنه سمت راست حرکت کنی و ...در این هنگام از خواب بیدار شدم و اون بلدی که همراهم بود گفت به طرف راست حرکت کنیم و به طرف مسجدی که در اون محل قرار گرفته برویم. من بهشون گفتم من سمت چپ میروم ولی آنها اصرار کردند که این چه حرفیه ...من خونه ای سمت چپ بود نشون کردم و در حال حرکت بودیم که خمپاره ای خورد دقیقا به همان مرد بلدی که همراهمان بود و در این حادثه متاسفانه ۴ تا از دوستانم شهید شدم و من هم مجروح شد و بدنم اصابت شش تا ترکش قرار گرفت....بعدا فهمیدیم که این بلد نفوذی همان داعشی ها بوده که قصد کشتن مارا داشته. .... این دوستمان بعدا داستانی هم برامون برای شفا گرفتنش تعریف کرد که خیلی جالب بود.در این هنگام همه دوستان برای شادی روح آیت الله مصطفوی فاتحه خواندن و صلوات فرستادند خدا رحمتشون کنه.


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

خواب عجیب از حضرت آیت الله مصطفوی

امروز جمعه در مسجد حضرت آیت الله مصطفوی رحمه الله یکی از مریدان حضرت آقا بنام آقای فرجدخت تعریف میکرد:چندی پیشا توی منزل یه اطاق دارم که شبها نماز و دعاهامو اونجا میخونم و تاپاسی از شب اونجا بیدارم و هروقت توفیق باشه نماز شبی میخونم.چند وقت پیش بعد از خواندن نماز شب خوابم برد. در عالم خواب حضرت آقا را دیدم  که حدود ۴۰ سال داشت و جوان بود و زیبا و با ایشان در بازار پشت سر هیئت عزاداری میکردیم. روبه من کرد و فرمودند : فلانی آیه الکرسی بخوان. منم عرض کردم چشم. باز آقا فرمودند : فلانی آیه الکرسی بخوان. منم عرض کردم چشم ...برای بار سوم فرمودند : فلانی آیه الکرسی بخوان . منم فکر کردم شاید آقا میفرماید که بلند بخونم ..منم شروع به خواندن کردم که از خواب پریدم....وقتی بیدار شدم سه بار آیه الکرسی خواندم و باز خوابید...صبحی که بیدار شدم رفتم وضو بگیرم دیدم لب در اطاقم زمینش یه جوری هست که کف فرش زمین که ختایی هست تکون میخوره . اعتنا نکرده ووضو گرفتم و بعد از نماز صبح بلند شدم برای خرید نان . دیدم فرش خیس شده....تا فرش را کنار زدم دیدم تمام زمین خیس خیس شده ...خیلی ترسیدم و پسرم را خبر کردم. اونم چون منزلش بنایی داشت رفت و استاد بنای خودشون را فرستاد منزل ما. اون تا اونجا را دید گفت فلانی از خونه برید بیرون که این اطاق میره پایین .....  همون روز اطاقم ریخت ...استاد بنا گفت برو خدارا شکر کن... زیر اطاق کاملا خالی شده بود...چندین نیسان فقط آجر خالی کردیم تا زیر خونه را بازسازی کنیم.....حالا فهمیدم که اون خواب چی بود.....و من با خواندن آیه الکرسی حفظ شدم از بلایی که قرار بود سرم بیاید...خدارحمت کنه آقا را که همیشه حرف دلامو میشنید و تا اونجایی که میشد کمکم میکرد....حالا هم در خواب کمکم کرد .....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

نسخه ای جهت رزق و روزی از بیان مرحوم آیت الله مصطفوی رحمه الله

فرزند مرحوم حضرت آیت الله مصطفوی رحمه الله  نقل میفرماید که :  صبح روز شنبه ای بود که من قرار بود , شهریه حوزه علمیه را بدهم و حضرت آیت الله مصطفوی رحمه الله در بستر بیماری بودند.  بخاطر کسالتی که داشتند  ملاقات مردمی ایشان نسبت به ماههای قبل خیلی کمتر شده بود و از طرفی مخارج حوزه علمیه حضرت آیت الله مصطفوی نیز بالا بود. به حضرت آقا عرض کردم : آقاجون , برای هزینه های مدرسه بایستی کاری کنید و هزینه ها بالاست . منم پولی ندارم که جوابگو باشم.همانطور که حضرت آقا بعد از نماز صبح  روی تختشان نشسته بودند فرمودند:" وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ؛(این آیه مربوط است به سوره طلاق آیه 2 و 3) آقاجان فکرشم نکن خدا و امام زمان (عج الله)  درست میکنه.و مشغول به دعا خواندن شدند .کمتر از پنج دقیقه ای  نگذشته بود که قصد خروج از منزل داشتم تا به دفتر کار بروم ,  شخصی درب منزل را زد .و گفتند : با حضرت آقا کار دارم, من هم  بخاطر وضع حالشان گفتم : آقا کسالت دارند و نمیتوانند ملاقاتی داشته باشند. ولی حضرت آقا فرمودند : آقاجان برو درخانه ببین کارشون چیه؟.  لذا درب را باز نموده و کارشان را جویا شدم . وآن شخص بعد از پرسیدن مساله ای , پاکت پولی تحویل من  دادند تا به آقا بدهم و رسید دریافت کند.وقتی  آن پول را به حضرت آقا دادم , آقا فرمودند " وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا "....

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

نذر کردن خانمی در مزار آیت الله مصطفوی

خانمی چندی پیش برسر مزار مرحوم آیت الله مصطفوی فاتحه میخواند و با خود یک جعبه شیرینی آورده بود. بعد از فاتحه تعریف کرد که :من هرهفته سر مزار آقا میام چندمدت پیشا اومدم از آقا گله کردم که پسرم نماز نمیخونه و خیلی بدشده.خیلی نذر کردم تاحالا . ولی اگر بچه ام خوب نشه دیگه نمیام سر مزارتون و با ناراحتی رفتم.روز بعد پسرم آمد و گفت مامان من میخواهم مشرف بشم حرم امام رضا (ع). بهش گفتم نمیخواد بری مشهد برو نمازتو بخوان.بعد برگشت و گفت مادرجان رفتم غسل توبه کردم و میخوام درست بشم......حالا منم آمدم نذرم رو بدم و ویه حاجت دیگه ای ازش بخواهم.بعد باحالت گریه گفت وقتی زنده بود درب منزلش باز بود و هیچ وقت دست خالی منو رد نکرد.مقبره اش هم همینجوره.خدارحمتشون کنه...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

هشتم ربیع الثانی ولادت با سعادت حضرت امام حسن عسگری مبارک باد





حضرت امام حسن عسگری یازدهمین پیشوای شیعیان می باشد که در هشتم ربیع الثانی سال 232 متولد گردیده است.
پدرش امام دهم حضرت امام هادی علیه السلام و مادرش بانویی شایسته به نام « حدیثه » می باشد.

آن حضرت چون به دستور خلیفه عباسی مجبور به سکونت درمحله ی عسگر (نظامی) شهر سامراء گردیدند،  ایشان را عسگری لقب نهادند.
البته القاب دیگری نیز برای آن حضرت بوده که عبارتند از « نقی» و « زکی» است و کنیه آن حضرت نیز « ابو محمّد » می باشد.

آن حضرت 23 ساله بود که پدرش امام هادی علیه السلام به شهادت رسید. مدت امامت آن حضرت 6 سال و در مدت کوتاه امامت خویش با سه نفر از خلفای عباسی : المعتزه بالله ، المهتدی بالله، المعتمد بالله ، هم معاصر بودند که شدیداً از جانب این خلفا تحت فشار و محدودیت بودند بطوریکه علاوه بر سکونت اجباری در محله نظامی حتی آن حضرت را در زندان نیز محبوس نمودند.

وی در عین حال از مبارزه با حکومت ستمگر و حفظ یاران و شیعیان خود و ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان مناطق مختلف ازطریق تعیین نمایندگان و ارسال پیام ها و پیک ها و فعالیت های سری سیاسی، حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه در برابر مشکلات در آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت فرزند خود امام دوازدهم دست برنداشت.

با تمام دشمنی ها و کینه توزی دربار عباسی نسبت به آن حضرت، عظمت معنوی و کمالات ایشان گاهی چنان آنها را تحت تأثیر قرار می داد که در برابر آن حضرت سر تعظیم فرود می آوردند.

اگر چه امام حسن عسگری علیه السلام شدیداً از طرف دستگاه خلافت عباسی تحت نظر و محدودیت شدید قرار داشت لکن آن حضرت بُعد علمی از آیین اسلام و اشکال ها و شبهات مخالفان و تعیین اندیشه صحیح اسلامی و تربیت شاگردان لحظه ای فرو گذار ننمودند.
درسال 255تنها فرزند ایشان , حضرت مهدی  موعود عج الله تعالی فرجه الشریف چشم به جهان گشود.

از آن حضرت گاه برای دلگرمی و حمایت از شیعیان و دفع منکران و احیاناً جلب آنان کرامات و معجزات  فراوانی به ظهور رسیده است.
سرانجام حکومت عباسی که از نفوذ و معنویت امام علیه السلام در جامعه نگران بود به شیوه ی دیرینه خویش متوسل گشته  و آن حضرت را پنهانی مسموم ساخت.

آن حضرت در سال 260 هجری قمری به شهادت رسید و در خانه خود در سامراء در کنار مرقد پدرش به خاک سپرده شد .

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

خاطره ای جالب از دعای آیت الله مصطفوی رحمه الله

روزی عده ای از آقایون در اطاق حضرت آیت الله مصطفوی رحمه الله نشسته بودند و در این حین شخصی خدمت آقا رسید و از آقا درخواست دعا کرد و ایشان برای آن شخص دعا خواندن. و بعد ازاینکه ایشان رفتند حضرت آقا ساعتشان را از جیب کنار قباشون در آورده و دیدن کار نمیکند و به دوستان گفتند که ساعتم مثل اینکه خراب شده . در این حال شخصی که آنجا نشسته بود به آقا عرض کرد. آقاجون شما که اهل دعا هستید خوب چرا برای خودتان دعا نمیکنید...البته با خنده ای معنادار و آقا فرمودند یعنی برای کار کردن ساعت دعا کنم؟ آن شخص با مسخره گفت بله...شما همه چیز رو با دعا و اینجور چیزا به مردم میگویید. درهمون حال حضرت آقا با حالتی خاص خودشون دعا کردن و فوتی برروی ساعت زدند و در عین ناباوری ساعت شروع به کار کردن کرد. بقیه آقایونی که آنجا نشسته بودند صلواتی فرستادند و به او شخص نگاه کردن.و بعد حضرت آیت الله مصطفوی درباره آداب دعا و ...مطالبی فرمودند.درضمن دعارا به مسخره نگیرید ماهرچی داریم از این دعا و توسلات است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

داستانی از شهریه دادن آیت الله مصطفوی رحمه الله



شخصی به نام آقای سید محمد حسینی که افغانی هستند و در منزل حضرت آیت الله مصطفوی مشغول هستند , تعریف می کند: یکی از روزهای ابتدای ماه قمری بود که  حضرت آیت الله مصطفوی داشتن شهریه طلبه ها را آماده میکردند تا اینکه به آقای حجه الاسلام مطهری تبار  بدهند تا برای قم و بقیه طلبه ها تقدیم  کنند.  من هم مثل هرروز قبل از شروع کلاس درسشون که ساعت 8 شروع میشد , صبحانه ای آماده کردم تا ایشان میل کنند . با توجه به اینکه آقازاده کوچک ایشان کار مالی آقا را انجام میدادند و کاشان نبودند لذا چند میلیونی پول آقا کم داشتن این باعث شده بود اشتهایی به صبحانه نداشتند و در فکر فرو رفته بودند که چطوری این پول رو آماده کنند تا شهریه اینها داده بشه. در همین حال خانم پیری وارد منزل شد و با عرض سلام و ادب از آقا درخواستی ملاقات داشتند و من هم به ایشان گفتم بروید ساعت 10 بیایید. آقا الان درس دارند و بین دو درسشون تشریف بیاوردید. (لازم به ذکر است بین دو درس صبح و قبل از ظهر  و همچنین بعد ازظهر ها تا پاسی از شب وقت ملاقات مردمی داشتند) . ولی آقا فرمودند که من اشتهایی به خوردن صبحانه ندارم تا درس هم شروع بشه وقت داریم . به خانم گفتند بفرمایید داخل اطاق من خدمت میرسم. بعد از چند دقیقه ای خانم خداحافظی کردند و رفتن.آقا صدا زدن و گفتن آقاسید محمد بیا داخل . من رفتم دیدم پاکتی دست آقا هست . و دقیقا همان مبلغی که کم داشتند را این خانم برای آقا آورده بودند. آقا فرمودند که سید این حوزه و شاگردانش همه متعلق به حضرت امام زمان (عج) هستند. خود حضرت همه این مشکلات را حل میکند و ربطی به من و امثال من ندارد. لازم به ذکر است  من دیگه از اون روز تا بحال اون خانم را ندیدم.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

شهادت مظلومانه شیخ «نمر باقر النمر» روحانی مبارز شیعه عربستانی تسلیت باد

حضرت امام موسی  کاظم (علیه السلام) فرمود : آفرین به شیعیان ما که در زمان غیبت قائم ما ، به دوستی ما ، چنگ زنندگانند و در ولایت و دوستی ما و در برائت از دشمنان ما ، ثابت قدمانند. آنان ، از ما هستند و ما ، از آنانیم.آنان ، به پیشوایی و امامت ما خاندان ، راضی و خشنود شدند و ما ، به شیعه بودن آنان راضی شدیم.خوشا به حال آنان ، سوگند به خدا ! که  آنان ، در قیامت ، در مرتبه ی ما با ما هستند. 

 بحارالانوار جلد ۵۱ صفحه ۱۵۱ حدیث


شهادت شیخ «نمر باقر النمر» این روحانی مبارز شیعه عربستانی توسط رژیم ملعون سعودی به ساحت حضرت بقیه الله الاعظم تسلیت عرض نموده و این اولین و آخرین شیعه ای نیست که مظلومانه به شهادت میرسد . از زمان ابتدای اسلام تا بحال خون بسیاری از شیعیان ریخته شده و دشمنان اسلام بدانند که این درخت هر روز بیشتر و بیشتر رشد مینماید تا صاحب آن حضرت بقیه الله الاعظم ظهور نماید تا انتقام خون بیگناه آنها گرفته شود. رژیم سعودی با این کار خود لکه ننگی دیگر در تاریخ گذاشت و نشان داد آنها باقیمانده همان ابوسفیانی هستند و نابودی آنها نزدیک است لذا ما هرور  در زیارت عاشورا لعن و نفرینشان میکنیم.روح این عالم فرزانه شاد و یادش گرامی باد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

برائت از دشمنان اهل بیت (ع) از زبان آیت الله مصطفوی رحمه الله


برداشتی ازییانات مرحوم حضرت آیت الله مصطفوی در جمعی از طلاب به مناسب ایام اعیاد ربیع الاول میفرمودند که : مراقب باشید برائت را از شما نگیرند..... اگر برائت از شما گرفته شود, یقین بدانید قبلش ولایت را از شما گرفته اند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی

میلاد حضرت رسول اکر(ص) و حضرت امام جعفرصادق(ع) مبارک باد.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید مهدی